تبليغاتX
طلبه ای که میگفت مرسی ! - الهه ی من ، غزه ، نسرین ، عروسی...

همه ی ما تا بچه ایم و کوچولو ، دوست داشتنامون خیلی متفاوته با اینی که الان هست ...... بچه که هستیم ، خیلی راحت همبازی پسر همسایه یا دختر همسایه می شیم . با هم قرار می زاریم( وااای بلا به دور) اسباب بازی هامونو به هم قرض می دیم . دم خونه همدیگه می ریم . تازه همدیگه رو هم واقعاً دوست داریم از ته دل .

اونقدر که ، وقتی سعید به نسرین می گه که دیشب از اون دوا تلخ ِ خورده و خیلی بد بوده ، نسرین براش ناراحت می شه حسابی ....دوران کودکی دوران قشنگیه ....... همه صادقند ...

یواش یواش  آسته آسته ، که یه چیکه بزرگتر می شیم یه دفعه می بینیم که ، انگاردیگه وقت حرف با دختر همسایه  با پسر همسایه ، دیگه حالمون اون حال قبل نیس . عوض شده . حالمون شده چیزی شبیه ......  چیزی شبیه ........ خب ، تو فکر کن چیزی شبیه یک 5 برعکس مثلاً هویجوری دیگه  .... اوهوم ؟

تعارف هم نداریم . همه مون همین حس رو داریم . اما از این به بعد ِ داستان خیلی خوشگل تره ...

{ الان اصلنه اصلنه اصلاً نمی خوایم بگیم که دوستی های قبل ازدواج فلان و بهمان آ. ما قبلاً در موردش صحبت کردیم  عزیز دلم . پرونده ش رو هم بستیم ....... اونایی هم که نخوندن >> پست دختر و پسرا با هم دوست باشن مگه اشکالی داره 1 و 2 }

اما تو همین دوره که اول کُر کُری خوندنه ( منظور نویسنده آن است که همان دوره ای که حالمان حال قبل نیست . اوهوم؟) تو همین دوره ای که یه عده ای هر جا که می شینن رو نیمکت و در و دیوار و دفتر و کتاب و صندلی اتوبوس!!! یه قلب می کشنو یه تیر که از وسطش رد شده و می گن یار عاشقه ، ....... نگاه که می کنی یه عده ای مثل بقیه نیستن. خیلی با نشاط و سر زنده هم هستن . اصلاً کنارشون که می شینی دل درد می گیری از خنده . اما ، اما خوب که نگاش می کنی ، موقع راه رفتن و توی تاکسی و توی خیابون و توی مترو و سر کلاس و ... هی لباش می جنبه .

بعد ، دقت که می کنی می بینی می گه : (( لا اله الا الله...لا اله الا الله... لا اله الا الله ، ... ))

می دونی این که میگه یعنی چی؟ اون داره راه میره تو خیابون ، اگر پسره دخترا رو اگر دختره پسرا رو می بینه و دائم میگه : (( خدایا،خدای مهربون من، خدای خوشگل من(یاجمیل)،خدایی که با منی هر چند من برای تو نباشم. خدایا ، میبینی این دخترو پسرا رو؟ شیطان می خواد من بپرستمشون. من بشم عبدشون.بنده شون . می خواد من نگاشون کنم وتو رو یادم بره عزیزم . اما ، اما  لا اله الا الله...لا اله الا الله... من میدونم،هیچ خدایی غیر تو نیست . الهه ی من تویی خدایا. هیچ الاهی جز تو نیست. نیست . نیست ...))

بعدترش رو که نگاه می کنی ، ازدواج که میکنه اینننننقده با خانومش یا ایننننقده با شوهرش مهربونه که نگو ونپرس و نگو ونپرس و... میگه: ((خدایا ، من یه عمر گفتم لا اله الا الله... لا اله الا الله. حالا یادم بره تو هستی؟!یادم بره که این نعمت خوب رو(همسر رو)تو به من دادی؟))

بعد بهش می گی آخه چرا اینقدر مهربونی با خانومت با شوهرت؟میگه : ((آخه تو نمیدونی که. این از طرف خداااست.من با هدیه ی خدا بد رفتاری کنم؟؟ اخم کنم بهش؟؟؟ من بهترین رفتارمو میزارم براش. من دوسش دارم))

رفقای من . عزیزای من ، خیلی تعجب نکنید . سرّ این که یه عده ای عشقشون قلمبه شده به خانومشون به شوهرشون اما وقتی خبر میشنون که غزه چه خبره و... آماده میشن تا جونشونو فدا کنن همینه . سرّش همینه عزیز دلم .

پ ن ۱: بیاید با هم قرار بگذاریم ما هم که خواستین ازدواج کنیم از خدا بخوایم و دنبالش باشیم با همچین دختر وپسرایی ازدواج کنیم .

پ ن ۲: بیاید با هم قرار بگذاریم ، ما هم بشیم مثل همین بنده های خوب خدا. تا کمترین هدیه ی دنیویش بشه همین که همه دلشون بخواد با ما ازدواج بکنن .

پ ن ۳:خداوند گفت :(الخبیثات للخبیثین والخبیثون للخبیثات و الطیبات للطیبن والطیبون للطیبات / دخترای مومن و خوب وخوش اخلاق برای پسرای خوب ومومن وخوش اخلاق و برعکس)......تو که زندگی آینده تو دوست داری که ؟؟ اوهوم؟

پ ن ۴:پیامبر عزیزمون(ص)فرمودند: جوونا،ازدواج کنید و اگر امکانش براتون نبود، برای خاموش کردن آتش شهوتتون روزه بگیرید.

در مورد اینکه با هر پست موضوع نظر سنجی رو متناسب با همون پست عوض کنیم نظرتون رو بگید....کاش زود به زود بتونم بیام..............میدونم که دعام میکنید.اوهوم که؟ یاعلی

نوشته شده توسط سید محمد صدرا بهشتی در جمعه بیستم دی 1387 |
جنبش حمايت از دکتر احمدي نژاد