تبليغاتX
طلبه ای که میگفت مرسی !

یه توضیح : دوستی نظر داده بودن که : مطالب شما داره کلیشه میشه

ببینید . دیگه اول عیدی ...

 شما اگر بخواید ایرادات من رو بنویسید حدودا به 8تا دفتر200برگ احتیاج پیدا میکنید ( تازه اونم خط کشی نشده) اما تو رو خدا این ایراده ؟!!! ...........خیلی عذر می خوام ، صحبت از ایمان و مومنانه زندگی کردن توی جامعه دینی چه قدر بحث مهمیه ؟!! اینقدر{   }؟!!! ......... یعنی واقعا جامعه ما اونقدر پر و لبریز شده از بحث ایمان، که دیگه بحث از زندگی ایمانی ،یه بحثه خیلی تکراریه ؟؟ آیا؟!!!

آیا تمام تلاش پیامبران از آدم ع تا خاتم ص برای مومنانه زندگی کردن بشر نبود؟؟ ..... اصلا ببینم ،شما نماز می خونید هر روز، دنبال چیزی غیر از ایمان هستید ؟؟!! آخه این ایراده ؟؟این انتقاده؟؟! ای وای ای خدا !!! ...........در عین حال ایشون از کسانی هستند که لطف دارن به ما و گه گاه ایرادات کار ما رو میگیرن که ممنونیم ازشون . البته شما هم ایرادی دیدید حتما بفرمایید

*      *      *

(سعی کردم خلاصه باشه .موفق که بودم؟! )

خب روشن که شد باید مومن شویم که؟ اوهوم؟!! ما توضیح دادیم تو پستای قبل. گفتیم که یه راهی هست که هم آخرتت رو آباد میکنه هم تو دنیا کیفور میشی. حالا با این توضیحات یعنی انصافاً هرکی به این نکته نرسیده باشه که باید(مومن شویم...خب!!)دو حال بیشتر نداره . یا خیلی کند ذهنه که نفهمیده، یا خیلی داغون تشریف دارن . که درهردو صورت ....... فاتحه مع الصلوات ( اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) .......ما فهمیدیم باید مومن شویم . اما حالا راه این مومن شدن چیه؟!! خب راستش خنده م میگیره و خجالت میکشم از اینکه کسی مثل من بخواد این راه رو بگه . اما...

راه یه زندگی ایمانی، راه یه زندگی مومنانه ، غصه نداشتن، شاد بودن،... یه راهه. راه ذکر . همین .

عاشق باش . عاشقانه زندگی کن. دائم به ذکر باش. تا حالا عاشق شدی؟!!

عاشق هیچ وقت معشوقش رو از یاد نمی بره . می خوابه به امید اینکه تو خواب اونو ببینه..... بیدار میشه به امید اینکه امروز نصیبش شه و او رو ببینه ...... تا موبایلش میگه دیلینگ فکرش میره پیش معشوقش.... ..راه میره به یاد راه رفتن او ......میشینه به یاد نشستن او.....(ببین فدات شم ، اگر این حالات برات غریبه یا درکشون نمیکنی ، تووضعت خیلی خرابه آ . جدی میگم. برو یه نذری دخیلی چیزی ،خلاصه یه کاری بکن)

*      *      *

یه سری کارها هست مثل نماز و روزه و ... که اصلا نیت شرط صحتشه . اما عزیز دلم ، تو کارهای دیگه ت رو هم با نیت انجام بده. کارهای روزانه ت .

نیت کن ....... میخوابی به یاد او ، بیدار میشی به یاد او ، بیرون میری ، مهمونی ، عید دیدنی ، درس میخونی به نیت او ، چیزی نگاه میکنی (فیلم .سریال.عکس.هم سرت رو. مادرت رو . پدرت رو ...) چیزی گوش میدی ، چیزی میگی ، حرفی میزنی ، ...

*وسط توضیح نوشت : {نیت کردن برا این کارها اصلا سخت نیس آ .نگو آخه چه ربطی داره . همه چیز . همه چیز تو این دنیا و اون دنیا و ... همه جا همه جا به او ربط داره . کثرت و وحدت شنیدی ؟!! اگرمن و تو نمیفهمیم این رابطه رو . نمی فهمیم گل ها هر سال به شوق او باز میشن . نمی فهمیم ستاره ها دائم او رو تسبیح می گن . اگه نمیفهمیم اپسیلون به اپسیلونه مولوکول های برگ های ریز و درشت یه درخت ، دارن سبحان الله میگن . اگر یه عده ای اینها رو می فهمن و ما نمیفهمیم . و وقتی اون بزرگ مگس رو هم نمیکشه و با دست به بیرون از اتاق هدایت میکنه خنده مون میگیره . وقتی ما نمی فهمیم نمی فهمیم نمی فهمیم ...... و داریم راست راست برای خودمون هم میچرخیم وسط این دنیا هم . و معلوم نیست غیر از گناه کار مفیدی میکنیم تو این دنیا یا نه ؟! وقتی نمیفهمیم ، لااقل این رابطه رو انکار هم نکن . همه کارها به او ربط داره . هممممه کارها.....ما نمی فهمیم .

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست / تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز }

دیگه از شیشه پاک کردن بی ربط تر داریم؟!! تو شیشه هم که میخوای پاک کنی نیت کن . بگو خدایا ، این شیشه رو تمیز میکنم که هر روز، خورشید رو بهتر ببینم . بهتر بفهمم کی وقت نماز میشه . نگو به قصد خونه تکونی . نیتت رو قشنگ کن . بگو خدایا بخاطر تو . برای تو ..... حالا خونه تکونی ت هم انجام میشه . کار رو خراب نکن دیگه .

غذا می پزی . لباس اتو میکنی. سفر میری . به هم سرت محبت میکنی..... نیت کن . همه کارهاتو با نیت انجام بده . ما عاشقیم دیگه . نه ؟؟!!! (حالا لاشو بالا نیار . انشاالله که هستیم )خب ، عاشق هر کاری انجام نمیده آ . فقط اون کاری رو میکنه که معشوقش می خوادش. عاشق دیگه (: .......حواست هس ؟!! ......... تمام شد

پ ن 1 : علی ع امام العارفین بود . به او گفتند : علی جان، چه کردی که به این جا رسیدی؟ علی ع دو لب نازنینش را گشود و مثل هر بار ، آتش به جان عالمیان زد :

بر دوازه دلم نشستم . هر چه غیر خدا بود را راه ندادم  "

پ ن 2 : خدای من . خدای تو گفت : اذکرونی فاذکرکم به یاد من باشید تا به یادتان باشم

پ ن 3 : این نیت کردن و به یاد بودن ، اوائل کمی سخته...... اما شیرین میشه کم کم . شیییییرییییییین

پ ن 4 : خیلی توضیح داشت این نوشته . ترجیح دادم فعلا ننویسم . و اگر سوال شد در موردش و اصلا برای توضیحش سوال داشتید تو یه پست دیگه بنویسم .

پ ن ۵ : سال جدید ....... زیر سایه حضرت امیر ع باشید انشاالله . خب؟

پ ن ۶ : این برادرتون خیلی سخت به دعا نیاز داره . یادتون نره آ. بالاخره برادری گفتن دیگه. اوهوم؟!  

نوشته شده توسط سید محمد صدرا بهشتی در جمعه سی ام اسفند 1387 |

سلام . تقصیر خودتونه دیگه . من که میخوام بیام زود به زود اینجا ، شما دعا نمیکنید ترافیک روی سرم سبک  شه.اوهوم؟ تقصیر خودتونه..... خیلی تلگرافی و مختصر....به یاد شما هستم .دعا کنید توفیق نصیبم بشه اینجا بیشتر بنویسم.باید مومن شویم.....خب؟!(۲) هم تو راهه و ... و خیلی چیزها که بگذار بگذاریم و بگذریم

*          *            *

صبح که از خواب بلند میشیم ، بدو بدو سریع برسیم اداره ، مدرسه ، دانشگاه ، ... . شب ها که می خوایم بخوابیم ، بدو بدو زودتر بخواب که صبح زودتر بلند بشی . تو طی روز ، بدو بخون امتحان داری . بدو سریع تر نون بگیر ناهارو بخوریم . بدو ... .

سریع برسی اداره و دانشگاه و مدرسه که چی؟  امتحان بدی که چی ؟  و ... که چی ؟

که به سطح بالای علمی برسی ؟؟ نمره اول کلاس دانشکده دانشگاه ؟؟ تو اداره پایه ات بره بالا ؟؟ ..... که چی؟

ناهارو بخوری سیر بشی که چی ؟  آخرش که چی؟ هان ؟

این همه جنب و جوش  ....... که چی؟

به نظرت ما می فهمیم چرا داریم زندگی می کنیم ؟؟ یا اصلاً به نظرت ما زندگی می کنیم؟؟؟!!

رفقا ، آب پاکی رو بریزم رو دستتون ،

این همه جنب و جوش شبانه روز ما بدون حضور خدا ، بیشتر به یه فیلم طنز شبیه تا زندگی. اوهوم که؟

{ نویسنده قبلاً عذر خواهی میکند از این واژه های بد ِ بد ِ بد }

این همه تلاش ، این همه سگ دو زدن ( واژه خوبی نیس اما خوب منظور رو میرسونه. قبلاً هم که ... ) این همه عرق ریختن، این همه ، این همه ، این همه . آخرش هم ، همه مون دمغیم . همه مون گرفته ایم . همه مون داغونیم . پای حرف هرکی می شینی داره از یه چیزی میناله . پا دل هر کی بشینی میگه دل خونی داره.

خب عزیزکم ، یه جای قضیه داره می لنگه دیگه . یه چی کم داره فدات شم .

   این همه جنب و جوش شبانه روز ما بدون حضور خدا ، بیشتر به یه فیلم طنز شبیه تا زندگی. اوهوم؟

حالا وسط همه ی این دل خوری های ما از زمین و زمون ........ یه عده سرمستن . شاااد . خوشحاااال . لبخند به لب .

یه عده ا ی که اتفاقاً مثل ما دانشجوهستن ، کارمندن ، بازاری و ... مثل ما باید سر موقع برسن دانشگاه و اداره و ... باید سر موقع امتحان بدن و ... باید خوب هم بشه نمره شون اتفاقاً چون برا یکی دیگه دارن درس می خونن . باید به مسائل کاریشون برسن . باید به خونه و زندگی برسن و ....

یه عده ا ی که اتفاقاً تو همون اتوبوس و تاکسی و مترو ایی می شینن که ما هم می شینیم . یه عده ای که تمام شرایطشون با ما مساویه آخه ، اما ......... اونها همیشه سرزنده ن . انگاری غصه ای ندارن . شارژه شارژ. با خانومشون با شوهرشون خیلی نازنین رفتار می کننحتی اگه کسی بیرون از خونه حسابی اعصابشونو خورد کرده باشه . با بچه هاشون خیلی رفیقن ، حتی اگه کلی کار رو سرشون ریخته باشه .

اما ما ......... غم داره می کشتمون . بهمون اخم میکننبهشون اخم میکنیم . دلمون می گیره . یه وقتایی اونقده تنهاییم و بغض می گیرتمون که می خوایم تا آخر دنیا بشینیم و گریه کنیم فقط ...

آخه ما چرا اینجوری ایم ؟؟؟؟؟؟!!!!! خاک بر سر من .

* * *

چاره ای ندارد عزیزکم . باید مومن شویم . مومن هم که میدانی ، یعنی که ایمان بیاوریم . یعنی باورش داشته باشیم .

 بعدترش عاشقش شویم ....... بعدترترش قصد می کنیم که بغلش بپریم و ببوسیمش از ته دل . اما قبل از اینکه قصد کنیم ، خودمان را بغلش می بینیم و تنمان را ، که دارد غرق می شود توی بوسه هایش ...

و بعد ، علاجی نیست. فقط خجالت می کشیم ما که ......... که تو اینقدر مهربانی . تو اینقدر ما را خواهانی . ما چرا زودتر نیامد ه بودیم سراغت ؟؟!! خاک بر سر من که تا امروز یادم از تو نبود .

هیچ چاره ای ندارد عزیزکم . باید مومن شویم . همین

نوشته شده توسط سید محمد صدرا بهشتی در یکشنبه چهارم اسفند 1387 |
جنبش حمايت از دکتر احمدي نژاد