سلام
حالا من با چه رویی به مانیتور نیگا کنم آخه ؟ دیر که نکردم ؟!! خب خدا رو شکر ![]()
اما راس راسکی دعا کنید برام. من هم خوشحال میشم واقعا که زود به رود بتونم برسم به اینجا.والاّ!!!
ماه رمضان ،شب قدر .....دعا کنید به حق همدیگه.واسه دوست، فامیل ، آشنا،واسه این طلبه ای که میگه مرسی هم .اوهوم؟
* * *
یه عده جوونیم . جوونی میکنیم دیگه ....... اما ببین کی دارم بهت میگم. اینا رو یادت باشه .خب؟؟!
1- وقت هامون داره خیلی بچه گونه و الکی میگذره. واصلا حواسمون هم نیس .....نیس که نیس. که عزیز دل من، فدای تو، میانگین عمر تو 60ساله فقط که اینقذه(اشکال تایپی نیست آ. این اینقذه 1 درجه بالاتراز اینقده س)میگفتم . که اینقذه راحت روزای تابستونتو یه جور، روزای غیر تابستونتو جور دیگه.... اگر محصل یه طور ، محصل نباشی طور دیگه.اگر.... خلاصه سرت رو درد نیارم .ما یه عده جوون این وقتای دوران جوونیمونو هویجوری ،خیلی مفت ، خیلی بی ارزش میگذرونیم . واصلا مجالی هم برای گزش کک ها نگذاشتیم.
بدتر بدتر. بدتر اینکه ، روزگار غریبی است نازنین.......ما یه عده جوون ، انگار تره ای هم خورد نمیکنیم برای این روزهای ماه رجب، ماه شعبان و حالا هم ماه رمضان. نگو حواسم هس . وقتی میگم تره یعنی آخر ماه کمه کم یه 100 کیلو 150 کیلویی تره خورد شده داشته باشی . نگو 250گرم گرفتم که تاااااازه بعداً خورد کنم .
آ آ آ آه، اصلا حواسمون هم نبود به شب و روز اول رجب ، اینقدرکه آرزوها احاطه مون کردن دیگه یادمون رفت شب آرزوها رو ......لیله الرغائب رو، حواسمون پرت شد از نیمه رجب. لیله المحیا رو فراموش کردیم. مبعث یادمون رفت . میلاد اباعبدالله گدشت امام سجاد هم .حضرت عباسی هیچ کدوم مون یادمون نبود میلاد حضرت عباس رو. فراموش کردیم نیمه شعبانی هم هست. مخلص کلوم ، حواسمون رفت ....... رفت که رفت . حالا دل هامون رودیگه بگیریم . نگذاریم بره .
یه عده جوونیم . جوونی میکنیم دیگه ....... اما ببین کی دارم بهت میگم. اینا رو یادت باشه .خب؟؟!
2- دلامون میگیره ........ خیییییییییلی زیاد . خییییلی .
اشک هامون هم می ریزه تازه ........ گه گا ه ه ه احساس تنهایی هم میکنیم .
صبح ها پا می شیم . یه عده مون سرکلاس و درس و جزوه نوشتن . یه عده مون تو خونه . یه عده مون سرکار........میگذره . میگذره ساعت هامون تا غروب . اما خدا می دونه . خدا می دونه که عصر ، دم غروبی ، موقع اذون مغرب. دلامون چه جور می گیره . میگیره و ول هم نمیکنه اصلاً. خییییلی سخته . دلامون میخواد بترکه انگار . اوهوم ؟
خلاصه هرطور شده این یه عده جوون با بی خیالی مییییگذرونیم باز . تا شب بشه ، بخوابیم و باز صبح فردا......... باز روز از نو و ... .
یه عده جوونیم . جوونی میکنیم دیگه ....... اما ببین کی دارم بهت میگم. اینا رو یادت باشه .خب؟؟!
3- همین امام زمان (عج)
که یادمون نیس ازش هیچوقت و حالا تا اسمشونو توی پست وبلاگ این طلبه ای که میگه مرسی می بینیم یه جوریمون میشه که ... که کاش حالا طور دیگه ای میگفت . با یه روش دیگه !!! .....غیر مستقیم میگفت بهتر نبود؟ و این ها . همین امام زمان (عج)![]()
به یادمونه همیشه . دوسمون داره . اینو بفهم ..... گریه نکن
. اینو باورکن تو که گریه میکنی آقا دلش می گیره .می شکنه. گریه ش می گیره اون هم . نگو که نه و این خبرا نیست و ما این اندازه ها نیستیم و ... کسی که اینو میگه .....آره !!واقعا خودش لیاقت نداره.تو تلاشتو بکن . گیرم تو بدی . تو کوچیکی .او که بزرگه . او که مهربونه .هان ؟ همه اینا به حساب بزرگی او .
یه عده جوونیم . جوونی میکنیم دیگه ....... اما ببین کی دارم بهت میگم. ابنا رو یادت باشه .خب؟؟!
4- وقتامون الکی نباید بگذره ..................... نننببباااااییییدددد
. اوهوم ؟ خییییلی هم جدی....
برنامه ریزی کنیم برای کارامون. مطالعه کنیم ....یه فنی یاد بگیریم .....کلاس بریم. یاد بگیریم.( حالا بال نگیری آ. میگم کلاس ، نه کلاس یوگا و مدیتیشن و ... آ ) با برنامه ریزی کار کنیم. با برنامه بخوابیم بلند شیم غذا بخوریم . هرکیه هرکیه هرکی که تو دنیا موفق شده . مشهور شده حتی و دوسش دارن میگه موفق شدم چون برنامه داشتم.
کنار همه اینا ، بیرون بریم .... سفر ... تفریح کنیم و ...... و زیاد یادت باشه عزیزکم ، که آدم میتونه تو کوه بره و پارک و پاک بمونه
همه اینا رو بکن آ. اگه نکنی اشتباه کردی. اما اگه به اینا اکتفا کردی و باز دلت گرفت . باز اشکات ریخت . باز احساس کردی تنهایی . بدونکه یه چیزی کم گذاشتی تو برنامه ت.
میدونی؟ دلامون میگیره بغض تو گلومون هم . تا چیزی می بینیم اشک هامون می ریزه دل هامون هم .میدونی چیه ؟
فقط به خاطر اینکه ما تنهاییم ببین ، تو اصلا زنگ بزن به دوستات . قرار بگذارید . بیرون هم با هم برید . خوش هم بگذرونید اصلاً . اما ، اما عزیز من ، این به تنهایی تنهاییت رو برطرف نمی کنه ............. میگفت تنهام . گریه می کرد . میگفت کاشکی ازدواج میکردم زودتر . بهش گفتم آفرین . ازدواج بکن . خیلی خوبه .اما فکر کردی این دلت با ازدواج کردن آروم میشه ؟؟!! با چت کردن با یه آقا پسر یا خانم دختر آروم میشه ؟؟؟؟ فدای تو ! این دل گرفتگی هات مال چیزه دیگه س
تو دلت دنبال چیز دیگه ایه . ازدواج هم که کردی اگر غافل باشی فقط چند صباحی یادت می ره که دلت داره می گیره همه ش . (حالا بالاخره یه روز ازداج میکنی دیگه. من اینجا توهم همون جایی که ازدواج کردی. ببین اینجور میشه یا نه . تو بعد از ازداج فکر کردی دلت درس میشه. البته اگه دیدی شد که دیگه خییییلی وضعت خرابه عزیز. یه فکری بکن به حال خودت) تو دلت دنبال یه چیز دیگه س . همه مون ........ همه مون دلمون دنبال یه چیز دیگه س. اما هر بار میخوایم تنهاییمونو با یه چیز دیگه پر بکینم . خب دیگه بالاخره یه چیزی پیدا میشه دیگه . گاهی با موسیقی ، گاهی با تلوزیون و سریال ، گاهی با
net ، گاهی با .... .تو تنهایی . بیا تنهاییوتو اساسی پر کن . یه رفیق پیدا کن . یه رفیق که از همه رفیقای عالم بزرگتر ، زورش بیشتر ، مهربونتر ، با صفاتر، بخشنده تر ، چیزدون تر ، قشنگ تر ، نازتر (یاجمیل یاجمیل) یه رفیق که وقتی همه رفیقات حوصله تو نداشتن اون باهات باشه . بغلت کنه وقتی ناراحتی و دلت گرفته . خوش اخلاق ، خوش صحبت ، عیب پوش ، مهربون مهربون وااای واااااای تو به این نازی ، چرا من یادم می ره تو رو ؟ چرا این قدر دیر آخه ؟
یا رفیق من لا رفیق له ........ ای رفیق کسی که هیچ رفیقی نداره
دعام که میکنید .............. خیلی زیاد ؟ موقع افطار؟ شب قدر؟ (:
یاعلی
دیگر تن ها تن ها نخواهند ماند
خب سلام . دیر که نکردم؟
میبخشید دیگه .روی سرم ترافیک سنگین تر شده بود(میدونیدپس دیگه نمیگم منظورنویسنده چی بود). در در درضمن وبلاگ جدید بنده افتتاح شده چند وقتیه...بستنی داغ...انشاالله که این یکی زود به زود آپدیت میشه.......ازخجالت شما هم در می آیم. آدرسش اینه :
و حالا مطلبی که وعده داده بودم .....بسم الله
//دخترو پسرا با هم دوست باشن . مگه اشکالی داره؟؟؟بابا ولمون کن اين حرفا مال قديما بود.يه ريزه امروزی باش.بعدشم فقط با هم دوستید.یعنی زنگ میزنه .زنگ میزنی .قرارمیگذارید همو میبینید.چیزی نیس که./// نه....نه....نه.....اصلا شلت نکنه این حرفا رو شنیدی آ. ولشون کن. تا رسیدی به کسی که اینجوری میگه تندی بهش بگو،خب دیگه کاری نداری؟ برو.....فرارکن ازدست آدمای شاخداره اینجوری .بعدشم.....باهم دوستید؟؟؟فقط؟؟؟
برو عمو......برو آبجی(منظور نویسنده این است که امثال این حرفا رو دخترها هم میزنن)برو یه جایی بگو که کسی ندونه.این قضیه اینقدر واضحه که الان همه میدونن فقط دوستیم یعنی چی. من توضیح نمیدم وگرنه درباره ش مینوشتم برات اینننن......ننقدر![]()
وسط توضیح نوشت 1: میگه آخه میدونید ما که باهم دوست میشیم بعد میخوایم ازدواج کنیم باهم....این یعنی قبل از زندگی مشترکمون به یه شناختی از هم میرسیم وبعد دیگه توی زندگی به مشکلی بر نمیخوریم.........آهاااان. به همین سادگی!! به همین خوشمزگی؟؟!!
اومدیم وتوی شناختت از اون دختر خانم یا از اون آقاپسربه این نتیجه رسیدی که ازدواجتون درست نیس.....اونوقت چی چی؟؟ هان؟؟؟همه چیزایی که بینتون گذشته کشک؟دوغ؟ بعدشم، چش نخورن مسئولین فرهنگیمون. اینقدراین قضیه تکرارمیشه هر روز توی جامعه که اگه همین الان بری از اون کودکستان روبه رو که داره تعطیل میشه بپرسی. یه پسربچه 3ساله دستو میگیره بهت میگه: قشنگ !!! برو یه همشهری،جام جم،....بگیر.صفحه حوادثشو بیار.میبینی 2 سه نفرکه مثل خودت قشنگ بودن اتفاقا ،وباهم دوست شده بودن تا به یه شناخته قبل از ازدواج برسن امروز مراسم ازدواجشون تو کلانتریه......البته ، البته،شادوماد فراریه. دختر خانم هم لباس سفیدعروسی تنش نیس.......چون دیگه احساس میکنه زندگیش سیاه شده.
اما خب ،تعارف که نداریم. توی جامعه دینی امروزه ما ،هردختروپسری که سالم مونده باشه وخودشو کنترل کنه خیلی کارش درسته......اینایی که الان سالمند انصافا حرف ندارن ......اما ببینم ، آقایی که سالمی. خانمی که خودتو کنترل کردی.مطمئنی بعد ازاینم میتونی خودتو کنترل کنی؟؟؟ هان؟ اطمینان داری اگه همین الانه الان یکی یه پی ام با مسنجربرات فرستاد دست و دلت نمیلرزه؟؟حالا بهش جواب بدی وپی ش بری که هیچ. مطمئنی با دیدن پی امش توی دلت یه جوری نمیشه؟؟آره یا نه؟؟؟؟.......پس مغرورنباش. خب؟!! فکرهم نکن که ،بابا شیطان دیگه با ما که کاری نداره که........نه، اتفاقا تو گول خورت خیلی ملس تره.......آره عزیزم.![]()
وسط توضیح نوشت 2: ببین بالاخره توخواهریا برادرخوبم به سنی رسیدی که یه سری نیازهایی داری.......نیاز به همنشینی وهم صحبتی با یک جنس مخالف.....این خیلی طبیعیه.....اگه کسی این نیازا رو نداشت مریضه بنده خدا......اما ببین، خیلی صاف و پوست کنده......اگر امکان ازدواج برات فراهم نبود با خدا معامله کن.........اگرکسی چه توخیابون و کوچه وفروشگاه وبازار، چه توی دانشگاه و سرکلاس و موقع عقب موندن تو جزوه نوشتن و... ، چه پای تلفن ومهمونی های فامیلی ، چه توی نت ومسنجروچت ، چه توی تلوزیون وسریال وفیلم ها حتی.......اگه کسی،چیزی،حرفی،صحنه ای داشت وسوسه ات میکرد تندی بگذر.... برو....ردشو......بگو خدایا فقط به خاطر تو......خدا هم خوب عوض میده......خوبه خوب .خیالت راحت باشه.
اصلا خداوند دروغ که نمیگه که؟؟؟؟!!!خدا برای عالم یه قوانینی قرار داده مثل اینکه آتش بسوزونه یا یک شیء تیز یک جسم دیگه رو ببره.خدا یک قانون دیگه هم قرار داده. قانونش تغییر هم نمیکنه.خداوند گفت :(الخبیثات للخبیثین والخبیثون للخبیثات و الطیبات للطیبن والطیبون للطیبات / دخترای مومن و خوب وخوش اخلاق برای پسرای خوب ومومن وخوش اخلاق و برعکس)......تو که زندگی آینده تو دوست داری که ؟؟ اوهوم؟ پس ازهمین الان قانون خدا رو رعایت کن.خیالت هم تخت....دیرنشده....ازهمین الان شروع کن.....توفقط شروع کن.
وسط توضیح نوشت3:هیچوقته هیچوقته هیچوقت آب ازسر کسی نمیگذره...نگو ما الان6ماهه یک ساله 2ساله 5ساله!!!باهم دوستیم....دیگه 10سال که طول نمیکشه این دوستیا !! اگه 10سال هم گذشت هنوز دیرنشده.آب هم ازسرت نگذشته. به ندای قلبت گوش کن....ببین. همین که خدای مهربون روزی من کرد این پست رو بنویسم .همین که خدای مهربون روزی تو کرداین متن رو بخونی یا از کسی بشنوی یا...همه اینهایعنی ، خدای بزرگ....خدای لطیف تو، هنوز به تو امید داره. هنوز دوستت داره . وتو هنوزمیتونی جزء برترین بنده هاش باشی. به این باور داشته باش. اینو بفهم . عالم بی حساب کتاب نیس. حتی اینکه کی پلک بزنی رو خدای بزرگ برات مقدر کرده . اینو بفهم که اگریه وقتایی کشیدت این طرفی ، یعنی هنوز دوستت داره....خیلی زیاد ..خیلی عمیق. دوست داره برگردی پیشش .
نگوخیلی کثیف شدم.....نگو کارمن از این حرفا گذشته....نگوخدا ازمن متنفره....خدا دوستت داره...تو برگرد هیچ کدوم از کارای قبلتو به روت نمیاره.....پاکه پاک..فقط نوازشت میکنه.....تو برگرد.
نگومن که دیگه هزار تاغلط کردم نمازبخونم که چی. نگو......نگو......عزیزدلم ،همین که خدا به دلت انداخته بیشترباهاش حرف بزنی.همین که به دلت انداخته نمازبخونی . این یعنی هم صحبتی با تو رو دوست داره.یعنی خیلی دوست داره صداتوگوش کنه...برو....نماز بخون...اول وقت.......خوشحالش کن.......نمازبخون.....لبخند بزنه......نماز بخون.........بخنده....نماز بخون.....
برو عزیزم......برو سجاده تو پهن کن. خدا خیلی وقته منتظرته.......برو ![]()
* منظور نویسنده از وسط توضیح نوشت = توضیحات میانیه خیلی خیلی مهم
دعامون که میکنید............یاعلی
این که کجا بودم این چند وقت ....بماند
این که تولد ۱سالگی وبلاگم گذشت و جشن تولدی هم نگرفتیم ....بماند
چیزهای دیگرهم که نگفتم بماند راستی ....خب ؟!!!
قراربود ۳خرداد"روز تولد وبلاگ" آپ بشود این وبلاگ .....اما نشد.به همین راحتی ![]()
البته به همین راحتی ها هم نه....دلمان کلی تنگ شده بود ![]()
راستش روی سرم ترافیک عجیبی بود این چند وقته(منظور نویسنده این است که سرم شلوغ بود حسابی)
هیچوقت دوست نداشتم اینطور مطلبی بنویسم....دوست داشتم هر پستی مختص موضوعی باشد . اما ....دیگه دیگه ....شد آنچه نباید میشد![]()
اما،اما،اما،آمدم بیشترازهمه بخاطر دوستانی که لطف داشتند واااااقعا که میگفتند(ببخشید ببخشید چرا نمینویسید؟ / ببخشید ببخشید چرا......این قسمت مشمول قانون سانسور شده است و ...)
البته حقیقتا دوستان شرمنده کرده اند این چند وقته و سراغ میگرفتنددائم .
می آیم به شرط حیات و استمرار عنایات وفراغت ازامتحانات با این مطلب
دختر و پسرها با هم دوست باشن.مگه اشکالی داره ؟؟؟ (۲)
این مدت آپ نمیکنم ........اما هستم .
دعامون که میکنید.............یاعلی
به نام خداوند بزرگ
کسی ندا کرد…طلبه ای که میگفت مرسی ! تو هم بیا و با ما بنویس …..خداش خیر دهاد. از همین همسایه های نتی نزدیکمان بود .
میگفت :برای همین اهانت هایی که کرده اند به پیامبر نازنینمان بنویس .
میگفت :خیلی ها دل هاشان شکسته ………………….نوشته اند .
حالا تو خواهر یا برادر جان هم که الان داری میخوانی این دلنوشته را .
بدان که ، خیلی ها دلهاشان شکست سر این قضیه …..بعدش دیدند....... آخر فقط این کار بر می آید از دست دلهای شکسته شان……شکسته ی شکسته ی شکسته …..حالا من هم تو را دعوت میکنم . تو هم بنویس .....دلت که شکسته است برای پیامبر دوست داشتنی مان . هان ؟؟؟
*
*
سلام
یک سلام بعدد مااحاط به علم الله به مولای ما (عج) ، مولای تو و به تو یا مسیح (ع) .
قبل تر ها که نه ، خیلی خیلی قبل تر ها…..همان وقت که نوزاد بودی…..یادت هست ؟
تازه به نیا آمده بودی. پاک و طاهر.از زنی طاهره …… از مریم (س) .
یادت هست وقتی با مریم (س) وارد شهر شدی را .
وقتی تو را در آغوش مریم (س) دیدند …. آنقدددددر حرف ها زدند که نگو و نپرس …...
اهانت ها کردند به مادرت یا مسیح …..
و تو…هرچند زبان گشودی و دفاع کردی از مریم (س) اما ببینم حضرت روح الله ، شما کشیده ای این درد را خودت.....تو بگو
سخت است نه ؟ خیلی هوای چشمان آدم ابری می شود وقتی به مادرش اهانت کنند.اوهوم ؟
اصلا دل ازعمق وجان از ژرفا آزرده می شود درست است ؟ ببینم یا مسیح (ع) خیلی غمگین شدی نه؟دلت سوخت حسابی ؟
راستی ببینم چشمهایت هم خییس شد مثل ما ؟
و حالا ماییم و باز ابوجهل .....
پیامبر نازنینمان……. همان که او را دستش داری از عمق قلب .
هم او گفت : انا و علی أبوا هذه الامه.....گفت : من و علی پدران شماییم .
وما حالا....
حالا دیگر غممان مشترک شده یا روح الله به پدر ما هم اهانت کرده اند همان هایی که میگویند :
ما از دوستان مسیحیم ، معتقدیم به عیسی (ع) ، روح الله را پیروی می کنیم اصلا .
خب ….. بله می دانم دروغ می گویند اما به تو متصل می دانند خودشان را .
می گویند رسولمان عیسی بن مریم (ع) است.
***
حال و روز هیچ کداممان خوش نیست اصلا ..... خیلی سخت است یا عیسی (ع) . ما هم مثل آنوقت های تو ناراحتیم الان ،از عمق دل و از ژرفای جان . ما هم ابریه ی ابری شده آسمان چشمهامان . خییییییلی ابری . دل هامان هم شکسته راستی …. شکسته ی شکسته ی شکسته
ودل مولایمان (عج) را که دیگر نگو ….. .
و باز ابوجهل اهانت کرد به پیامبر نازنینمان و کتابش . انگار دوباره داستان زباله و پشت بام و سر توست یا رحمه للعالمین من
کاری که از دستمان بر نمی آید ….. این ذره را بپذیر لااقل .
دوستت دارم رسول الله......خیلی زیاد
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند *** جمال چهره تو حجت موجه ماست
اگه که خیلی عجله داری یا بی حوصله اید نمیخواد همه متن رو بخونید.
((به نام شاهد قبل کل مشهود))
خیلی سعی کردم خلاصه بنویسمش . خب نشد دیگه ........دیگه .
هر چه قدر همه بهش میگفتن که: با این خانم دختره رفاقت نکن .اصلا یعنی که چی ....باهم چاق سلامتی میکنید به قصد دوستی و لذت ؟؟چی ؟ ...نه، نه چی؟ با هم میرید بیرون ؟؟؟!!!!
تو کتش نمیرفت اصلا . بازم پی همون حاج خانمه بود ...دیگه دیگه .
اومده بود پیشم .گفت:ببینم ،شما نمیخواید چیزی بگید ؟!رفاقت نکنو با هم پارک نریدو...
گفتم :نه نمیخوام بگم . گفت :واقعا!!!
جدی میگید ؟؟!گفتم :آره خب.من اصلا این حرفها رو نمیگم بهت ...فقط چند کلوم با هم صحبت میکنیم بعدش تو هرکاری که عقلت تشخیص داد و دلت خواست بکن .
گفت:هرکاری آ. گفتم :باشه قبول.حالا تو گوش کن .جوجه رو آخر ... .![]()
این داستان تو،فقط مختص تو نیست آ.یک دختر خانم هم اگه باشه همینه جوابش.
ببین همین اول کارهم، قرآن و مفاتیح و ...میبوسیم میگذاریم بالای طاقچه ....دلیل عقلی میگم بهت نه نقلی .
بهت ثابت میکنم که تو اگه حتی مسلمون هم نباشی و فقط آدم عاقلی باشی دنبال این کار نمی ری .
میدونی همه داستان بخاطر یه ظرف یک بار مصرفه.....همین. ختم کلوم. تموم شد.
حالا چون بچه ی با جنبه ای هستی ۱چیکه بحثو بازتر میکنم برات...خوب گوش کن...خوبه خوبه خوب.اوهوم؟
خداوند برای لذت بردن از جنس مخالف تو وجود هر انسانی - چه آقاپسر چه خانم دختر- 1ظرف قرار داده و .....ومشکل اصلی همین جاست ...اون ظرف یک ظرف یک بار مصرفه.
منم موافقم آ. تو اگه الان دوستی کنی با اون خانم ، باشه .قبول . لذت داره . کیف میکنی .اما به اینشم فکر کردی که توی یک ظرف یه بار مصرف یک بار بیشتر نمیشه چیزی ریخت ؟
بازم نفهمیدی منظورمو ؟ وااای .....
ببین، تو بیشترین مدت عمرتو با چه کسی قراره بگذرونی؟...آهان . آفرین ،با همسر آینده ت(البته بیچاره اون)......خب ،حالا ببینم تو که دوست نداری بیشترین مدت عمرتو کسل باشی و هیچ لذتی نبری از زندگیت که ؟هان؟!!
عزیز دلم ، توی این ظرف یه بار مصرف میشه فقط یک بار چیزی ریخت و بعد نشست و خورد وهم از تمیزی و دست نخورده بودن ظرفش لذت برد و هم از طعم غذاش ........بله خب ، توی این ظرف یه بار مصرف چند بار هم میشه غذا ریخت اماااا....اما حواست که هست که .......هنوز روی دیواره های ظرفت تکه های خشک شده غذای قبلی هست ...طعمش با طعم غذای جدید قاطی میشه .طعم این غذای جدید رو هم به هم میریزه. میدونی .. یعنی، غذا میخوری آ. سیر هم ممکنه بشی اما از غذات لذذذذت نمی بری. دختر و پسره با هم زتدگی میکنن آ.زیر یک سقف هم هستن اما از بودن در کنار هم لذت نمیبرن . راس راسکی همدیگه رو نمیخوان . تو هم حتما دیدی همچین آدمایی رو . فکرکن . . . .
. خیلی از شیرینیه همون عسلش بخاطر رفتارهای ناشیانه و غیر قابل انتظار دختر و پسر با همدیگه س.
اما این آقا ، اون خانم ، اونقققددددر حرفه ای شدن توی محیط های قبل از ازدواجشون که تا پسره دهنشو باز میکنه این یکی میدونه میخواد چی بگه . بعد ازهمه ی اینا میدونی چی میشه ؟ زندگی و در کنار هم بودن میشه تکراری ، دست خورده ، گاز زده ، دهنی ... می فهمی ؟؟؟!!
حالا کدوم آدم عاقلی هست که از یه چیزه تکراریه ی ،دست خورده ی دهنی خوشش بیاد ؟
تا همین جاش بسه. بقیه شو نخون....یاعلی
من اصلا نمیگم رفاقت نکن آ .....اصلا.
اما ظرفتو، میخوای چی کار کنی؟ آینده تو ،میخوای چی کار کنی؟
یعنی میخوای تموم عمر مثل خیلی هایی که اطرافت دیدی بدون اینکه از حضور لحظه به لحظه همسرت لذت ببری کنارش زندگی کنی؟ فقط تحملش کنی جون با هم زن و شوهرید ؟
من اصلا نمیگم رفاقت نکن آ ......اصلا . خودت تصمیم بگیر.
بغض گلوشو گرفته بود.....عین کسی بود که تو معامله شکست خورده ....احساس میکرد که چیزی رو از دست داده .....بزرگترین سرمایه شو .... ظرف یک بار مصرفشو ....
گفت:آخه من چی کار کنم حالا ؟ من که دیگه ظرفم کثیف شده ، چی کار کنم ؟
گفتم : باشه ....باشه . از همین الان شروع کن. فقط بدو. زود باش . حالا که کثیف شده حداقل نگذار خورش غذاش رنگ بده به ظرفت . سریع باش پسر. خالیش کن ظرفتو .
خب ، خالیش کردی ؟
حالا ببین ، بین خودمون باشه اما یه راهی هست که کثیفی های ظرفتو میبره . انشاالله.
ببین، حالا که ظرفت خالی شده برای اینکه دوباره پر نشه سعی کن از وجود یه کس دیگه پرش کنی. تطهیرش کن با وجود اون . میدونی که چه کسی رو میگم که؟ یا طاهر قبل کل مطهور .
لازم نیس بگم یکی از راه هاش نمازه که.هان؟
حواست باشه کس دیگه ای پرش نکنه آ. هر وقت کسی وسوسه ات کرد......ازش نگاتو برگردون . رو به آسمون بگو: خدایا بخاطر تو از این گناه میگذرم. رد شو . برو. بگذر.لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم بگو دائم .
یاعلی.
به نام پروردگار عظیم
همین قدر به ذهنم خطور میکند که سنه 30 بود یا 31.......از صندوقچه انبار خاله گرام تاج الملوک خانم صحیفه ای یافتم مبارک که به دورش ترمه ای نقش برجسته پیچیده بودند .
پارچه را که کناری زدم شستم خبر دار شد که این همان مصحف مشهور باید باشد ......بله ، همان بود
آداب الطلاب فی وبلاک
{ جهت اطلاع ذهن مبارکتان این گوهر گرانقدر تبیین و توضیحی است پیرامون امور اینترنتی طلبه ها که طبق اسناد تاریخی از متقدمین در نت و وبلاگ نویسی اند و ایضاً توضیحی است کار آ در مورد آداب اتصال به نت } با سروری وصف نا شدنی شروع به تورق کتاب کردم .
آن خاله مهربان که شعف حقیر را مشاهده همی نمود . این زرنبشته را به حقیر سپرد ......... به رسم امانت . ومن از فرط شوق حتی به پشت درب آسانسور برج تاج الملوک خانم هم از مطالعه آن غافل نشدم .
حقاً که ارزشمند کتابی است و آپدیت و قابل استفاده به هر چه ازمنه .
فی الحال ، به جهت مطالبه و سوال تنی چند از رفقای گرمابه و گلستان در مورد امور جاریه وبلاگها بر آن شدم تا فرازهایی از این کتاب عزیز را به نظرگه عمومی بیفکنم . شاید که مفیدد فایده باشد و حضرت حق توفیق عمل به این ها را به همه مان عنایت بفرمایند .......... ان شا الله .
این کتاب را بابهایی است متنوع و کارآمد .........که به گلچینی از آن بسنده میکنم . به علت تنگی زمان و نازک شدن سر قلم . و فی المجلس عرضه خواهم کرد آن گلچین گلهای گلستان را .
در آداب ... نقل اینچنین است که پیش از اتصالات و کانکتینگ بباید وضو ساختن با آبی پاک ........زبهر طهارت جسم ....و نکند . نکند که بی وضو دست به موس ببری ..........
و آمده است که هنگامه فراهم ساختن مقدمات اتصال آیه 255 تا257 سوره مبارکه بقره را بباید خواند .
همان آیه الکرسی مشهور ، که چه سخن ها اندر فواید ذکر این آیه است . آنچنان مفید که حضرت امام العارفین علی (ع) فرموده باشند : ای مردم شما نمیدانید آیه الکرسی چیست و تاپیرش چگونه است ... که اگر بدانید هیچ وقت از خواندنش دست نخواهید کشید .......
بنده حقیر فی المجلس پیشنهاد میکنم که اصلاً حفظ کن این آیه الکرسی را ....کوتاه است ولی در عین حال کلیدی است به هر قفل بسته .
بعد از خواندن آیه الکرسی و حالا با صدای < گلاب به رویتان > قیژقیژ وصل شدن به اینترنت فقط به دنیای مجازی اتصال نیافته ای .... که اتصال تو به منبع لا یزال الهی است . ودیگر چه غم است وقتی او با توست و تو به او متصل .
و دیگر اینکه وارد شده است آن هنگام که به مدخل وبلاگ ایستاده ای . به هنگام تایپ پسورد و نام کاربری ات هفت مرتبه این ذکر را بگو .......لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم ......... و این همان ذکر باشد که بسیار سفارش شده خواندن آن بعد از هر نماز به همان عدد مذکور یعنی هفت مرتبه . و تو با این ذکر دلت را تمام و کمال به دستان دوست می سپری و ایمنی از هر گزند . وخیالت آسوده است که چون دلت را به دستان تک رفیق عالم سپرده ای حکما ًدیگر هیچ کسی در محیط وبلاگ و چت و ...با ناز و ادا دلت را نخواهد ربود ....
و دیگر اینکه به این ذکر (لا حول و ... ) و مداومت به آن آنقدرِ آنقدرِ آنقدر سفارش شده است کههههه نمی گویم تا دلتان بسوزد .
و اندر آداب آپیدن وبلاگ اینطور وارد شده که .......متونت باید که از دل برآید نه از زبان .....که اگر اینگونه بود یقین کن که مورد اقبال خواهد بود . و به قول یکی از نگارندگان وبلاگ ، که بعد از استقبال عموم از پستش همی گفته بود ( اونو من ننوشته بودما .. انگار مستقیم از بالا اومده بود .. جزو روزی های شب قدرم بود .. شایدم وظایفی که برام تعیین شده بود... ) و این را سبب اقبال ناظران می دانست .
و هر بار برای هر پست ، نیت باید کرد{ به زبان حاجتی نبود . از دلت هم که بگذرد کفابت است }
..... قربه الی الله ..... برای تزدیکی به خدا...... که اگر جز این بود دیگر چه سود . که نه رانی دنیا را بردی و نه بانی آخرت .
و بسیار تاکید شده هنگامه کلیک روی دکمه ثبت ( دکمه مخصوص به آپیدن ) ....گفتن بسم الله الرحمن الرحیم .....و بعد فشردن دکمه . (ببینید ....من دارم همه رموز کار رو میگم بهتون آ . حواستون هست ؟ .........ای خدا !!!......ای پیغمبر !!! )
* * * * * *
و اگر همه اینها کردی .....(به شرط اخلاص در نیت و اینکه کارت فقط ز بهر خدای باشد ) حکماً نه غصه صعود و بالا رفتن شمارنده و تعداد بازدیدکنندگانت را خواهی داشت و نه غم اندک بودن نظراتت را .
زیرا که تو با خدا بودی . برای خدا بودی .......پس خدا هم برای تو خواهد بود . برای برای تو .
( من کان لله کان الله له -------------------- هر که دربست برای خدا بود خدا هم دربست برای اوست)
//////////////////////////////////////
توضیح برای کسی که با نام طلبه ای که می گفت مرسی؟؟؟ کامنت گذاشته بودند
نظر شما رو خوندم ..............و............. آی دی من اینه KAMAKOLY@YAHOO.COM
که البته سمت چپ وبلاگ هم نوشته شده . اگه لطف کنید و از این به بعد یه نام و نشونی (آدرس وبلاگ یا ایمیل) از خودتون به جا بگذارید تا نشه که من برای رعایت ادب به حضور شما ، توی پست ها توضیح بنویسم .
پیامبر خدا (ص)با ابوذر بودن فرمودند ابوذر ،میدونیاینایی که برای خوردن و خوابیدن و...نیت نمی کنن غذا می خورن نمیگن خدایا فقط برای تو میخورم . خدایا فقط برای تو می خوابم .خدایا... .میدونی اینا چه جوری اند؟ ابوذر گفت : نه رسول الله .چه جوری اند ؟ پیامبر (ص)فرمودند : اولئک کالانعام بل هم اضل
اینا مثل حیوونا می مونن . نه نه بدتر از حیوونن . بابا تو آدمی . دل داری . ببیی که نیستی . میتونی عاشق شی .
خدایا سحری می خورم .......گرسنگی ،تشنگی .......افطار می کنم
سحری می خورم .......گرسنگی ،تشنگی .......افطار می کنم
سحری می خورم .......گرسنگی ،تشنگی .......افطار می کنم
دیگه خودمون رو که نمی تونیم گول بزنیم . تعارف هم که نداریم . خودمون که میدونیم که . روزه هامون روزه نیس . فقط نمی خوریم . همین .
اما خدای من تو که میدونی اگه همین نخوردن رو دوستم ازم میخواست . رفیقم میگفت . انجام نمیدادم که . خدایا من نیت کردم . کالانعام نبودم که .
هر دفعه که داشتم منفجر میشدم از گرسنگی یادته چی می گفتم :
الهی لک صمت(خدایا فقط واسه خودته که روزه ام آ) .....موقع افطارها ، گرسنه ام شده بود آ . اما باز میدونی چرا دستم رو دراز میکردم طرف ظرف خرما ؟ فقط چون تو گفته بودی وقتی اذان رو گفتن افطار کن و گرنه اون موقع افطار نمی کردم که . میذاشتم یه وقت دیگه . باز هر وقت تو میگفتی .
خدایا، من می خوام بهتر از این باشم آ . اما ......خب نمی فهمم دیگه ...نمی فهمم . تو بهتر از اینم کن. تو که می تونی خدا .
شبای قدر کم نذارین بچه ها ...دعا کنید
خدا به میزان یقین افراد بهشون پاداش می ده
چه قدر به خدا اطمینان داریم ؟ خدایا تمام گناه های من از اول عمرم تا حالا رو ببخش - ای بابا این چه دعاییه آخه ؟ درست دعا کن . خب دیگه ، معلومه که تو یقین نداری که اولاً خدا زورش میرسه دوماً ، خدا کریمه .
خدا به میزان یقین افراد بهشون پاداش می ده
شب قدر صداتو کلفت نکنی جلو خدا آ (خدایا ،من قرآن هم خوندم . نمازم هم اول وقت بود . هیئت هم رفتم آ) اینا رو نگی آ . آبروی خودتو می بری بدتر.....آخه اون قرآن بود تو خوندی .اون نماز بود ؟ حواست به همه جا بود غیر از ... . بگو خدایا هیچی ندارم ....هیچی . دستاتو نشون بده . بگو خدایا .....ببین خالییه . هیچی تو دست و بالم نیس . هیچی ندارم . فقط یه چیز دارم ......به تو یقین دارم ....به کرمت ....میدونم که میدی .
آخه کریم براش فرقی نمی کنه که طرفش کیه . نیگا نمیکنه طرف لیاقت داره یا نه .....می ده .....اصلا به خاطر همینه که بهش میگن .....کریم .
بعد بگو الهی العععععععععععفو . نه هنوز نداده . دوباره بگو
الهی الععععععععععععفو .........دوباره .......الهی العععععععععععععفو . . .
میدونی چرا طول می کشه دادنش ؟ چون تو به زبون می گی من یقین دارم . اما حضرت عباسی اطمینان نداری به خدا ......... نداری . میگی بابا ، خدا دیگه به ماها که این حاجتا رو نمی ده که .
این الهی العفو ها مثل شوک می مونه . دیدی می خوان یه بیمار رو احیا کنن . شوک می دن بهش تا ضربانش بر گرده .......تو یقینت رفته . به خودت شوک بده . ( نگو یه وقت دیگه .همین امشب رو فقط وقت داری . شب قدر)
شوک بده
احیا کن ....................شاید یقینت برگرده .
اگه بر نگشت یعنی اوضاع بحرانیه . هر دفعه درجه شو بیشتر کن...300.....360.......400.........450......
هر دفعه محکم تر بگو .......بگو...
الهی الععععععععععععععععععععععععفو
الهی العععععععععععععععععععععععععععععععععفو
الهی الععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععفو.
دعامون کنید تو رو خدا .............یا علی
===============
این توضیحی است برای کسی است که با نام دوشیزه ای غمگینکامنت گذاشته بودند
نظر قبلی شما رو خوندم.و در اون لحظه هر کاری که از دستم بر می اومد انجام دادم براتون. از عمق وجود (خودتون میدونید چه کاری فقط از دستم بر می اومد) اما شما هیچ نام و نشونی (نه آدرس وبلاگ و نه ایمیلتون ) از خودتون باقی نگذاشته بودید ...... درسته ؟
این رو نوشتم تا بدونید نشنیده نگرفتم .شنیدم ...... همین .
من کان لله کان الله له هر کس برای خدا بود خدا هم برای اوست
باورت می شه ؟ اون لذتی که توی پست قبل گفنه بودیم رو همین الان که داری این متنو میخونی یه عده ای دارن مب برن آ !!!! ما وقتی یقین پیدا کنیم که اون لذت عظیم اون طرف،پیش خداس . مگه دیوونه ایم نریم پیش خدا ؟
شما آیت الله بهجت رو ببین . تو فکر میکنی ایشون غم میدونه چیه ؟ رنج کشیده تا حالا ؟
ایشون داره کیف دنیا رو میکنه بابا . ( ببین گفتم کیف دنیا آ نه آخرت خالی فقط )
بهشون میگی : حاج آقا میشه سختی و غصه رو برای ما تعریف کنین ؟ میگن : ببخشید من این کلمه تا حالا به گوشم نخورده . دوباره تکرار کنین .....!!!!!!!!!!!!!! ( خودت دیگه برو علامت تعجب ها رو )
نمیدونم شاید شنیدید اسم آقای بها الدینی رو .ایشون رو فکر کردی رنجی میکشید؟غصه ای داشت ؟
داشتن لذت می بردن ....کیفور بودن همه لحظاتشون رو . داداشی کیفور میدونی یعنی چی ؟ .....هان؟
ساده نباشی آ . دنیا به اراده این ها می چرخه . هر چی اون بخواد
دیدی آدم سنش که میره بالا، چربی بالا میاره . چاق میشه کم کم .
یکی ازاین علما ،یه پیر مرد نازی بود.سنشون بالا بود دیگه . چاق شده بودن یه کم .بهشون گفتن: حاج آقا،شما با این وضعیت چی کار میکنید برا رفت و اومدتون؟ سختتون نیس ؟ گفتن :یه عمر زمین ایستاده بود ما راه میرفتیم .حالا میگیم زمین زیر پای ما راه بره . (ببین ... من نمیگم .خودت میری علامت تعجب ها رو که )
ساده نباشی آ . دنیا به اراده این ها می چرخه . هر چی اون بخواد
دوست داره الان بارون بیاد......خب میاد + دوست داره دیگه بارون قطع شه.......خب میشه + دوست داره فلان عذاب نازل نشه .......خب نمیشه دیگه . (هر چی که اون بخواد. دیگه رد خور نداره )
همین الانی که من و تو داریم غم میخوریم . غصه داره می کشتمون . بابا ، چه جوری بگم آخه . یه عده ای دارن نهایت لذت رو می برن ........کیفورن . کیفور . دنیا تو مشتشونه...... (من کان لله کان الله له)
بیاین ما هم از خدا بخوایم .... خدای مهربون ،یعنی میشه ما هم یه روز این جوری بشیم .
رفیقت باشیم.......دربست . تو هم رفیق ما باشی.......دربست . دیگه رد خور نداشته باشه . هرچی بخوایم بدی بهمون. هرچی ....هرچی. یعنی میشه ؟ بله که میشه . چرا نشه.دیگه این روزا سفره محبتش هم که پهن کرده . تو ازش بخواه ....مردونه ....مشتی . یعنی
ساده نباشی تا یه بار گفتی پاشی بری آ. تا نگرفتی بلند نشو ..........
* * *
یه عده از دوستان گفته بودن شما که میگی لذت بری .هی گل و بلبل حرف میزنی خب راه این لذت بردن چیه؟
گفته بودم که ،عزیز دلم ...این مسیر لذت بری،یهسری راه های اختصاصی داره که برا افراد مختلف متفاوته . اما یه راه های عمومی هم هست که برا همه اس و اتفاقاً خیلی هم موثره.یکیش (گفته بودم)
نماز خوندنه...اول وقت. بندازی تنگ غروب فایده نداره آ .
یکی دیگه از اون راه های عمومی ،که کثیف ترین آدما رو هم (مثل من)راه میدن . ذکر و توسله . روضه و گریه مستمره (مقطعی نه. مقطعی باشه. الطاف خدا هم مقطعی میشه آ) برایه آقای مظلومی که ...دیگه گفتن نداره .همون آقایی که مجلس روضه اش جون میده به همه مون. همون آقایی که داداشش دوا میکنه هر دردی رو .........(هر کی گرفتاری داره ذکر اباالفضل ... )
=== === === ===
دیگه ماه رمضان هم شروع شد. بچه ها بیاین کم نذاریم .دعاکنیم . بخوایم از خدا. بخوایم که تو این ماه به احسن الحال برسونتمون. نگو نمیشه من این اندازه ها نیستم و ... . بخواه ... تو کم نذار...خدا قادره . زورش میرسه ........ میتونه ........ تو با یقین بخواه .
بخوایم از خودش که امسال شب قدریه ، خیلی خیلی خیلی بیشتر از قبل هوامونو داشته باشه.
داریم وارد این ماه مبارک می شیم . از خدا بخوایم همون طوری ما رو وارد این ماه بکنه که دوستای خودش رو . لذت بران عالم رو وارد این ماه می کنه . ما مهمون خداییم دیگه . دیدی وقتی مهمون عزیز باشه صاحبخونه چطور جلو پاش بلند میشه و ..... بخوایم که اینطور راهمون بده به ماه مبارک رمضان . در خونه کریم اومدید بچه ها . میده بهتون . (هر کی به اندازه ظرفیتش . به اندازه کاسه اش )
بعدشم ..........وایسید یه لحظه ..........ببینید،
واسه من دعا نکنید آ ، دیگه هیچی .....یادتون نره ......یا علی
میگه:خدایا ممنون که خلقم کردی آ.زحمت کشیدی. اما واسه چی ؟ بابا خدا، دیگه شما که میدونی من نمیتونم خودم رو کنترل کنم . گناه میکنم .من رو بدون اینکه ازخودم بپرسی خلق کردی .بعدم که معلومه من تو این دنیا گناه میکنم .بعد هم می بری و می سوزونیم. آخه واسه چی؟ آقا من سوال دارم . شما که میتونی . جواب بده دیگه . واسه چی ؟...ها ؟... واسه چی ؟
بهش گفتم :آروم ، آروم . توبشین خستگیت در ره تا من بگم .
* * *
خدا تحفه ای مثل تو رو میدونی چرا خلق کرده ؟ نه برا اینکه زجر بکشی تو این دنیا ، بعد رفتی اون دنیا هم بسوزونتت تا جایی که میخوری {آخه یه شربتایی اونجا بهت میدن که همچی که میخوریا زبون مبونو دندون مندونات همه میسوزه هویجوری میره پایین}. اینجا نمی برنت که....
- یعنی جای خوب می برن ؟
* بله که جای خوب میبرن . تو از خدا بخواه .
- پس کارمون در اومد تو این دنیا همش باید زجر و سختی بدیم خودمون رو تا تو اون دنیا بریم یه جای خوب. * نه عزیز دلم . کی گفته این حرف رو .اصلا اساس خلقت برا اینه که تو بتونی عاشقی کنی . لذت ببری .
دعا به این قشنگی رومگه ندیدی (ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار . یعنی خدایا هم تو دنیا بهمون کیف و خوشی بده هم تو آخرت لذت ببریم . بعدم تازه از اطراف آتش هم ردمون نکن) بگو الهی آمین دیگه........این یعنی تا اینجا تو لذت غوطه ور باشی . می فهمی که تا اینجا، یعنی تا کجا ؟
البته یه لذت کوچولوهایی هم تو این دنیا هستا . که البته مانع رسیدن به این لذت بزرگ میشه. یعنی تا می ری سمتش چون ظرف وجودت کوچولوه احساس میکنی به تمام لذت رسیدی. قبول ، اونم لذته . کیف میشه کرد ازش .اما جلو لذت بزرگترت رو میگیره آخه........ای بابا !!!
عین اینکه بری مهمونی . اگه حرفه ای باشی شیرینی خامه ای که آوردن برات بر نمیداری. میگی ممنون ، من میخوام شام بخورم. میگن:آقا شیرینی هم خوردنش کیف داره آ. میگی :من اگه این کیف کوچولو رو الان بکنم دیگه یک ساعت دیگه ، نمی تونم از اون کیف بزرگه لذت ببرم .
* * *
حالابهش میگم : ببین داداش من، قبول که تو وقتی میری با این فلانی دوست میشی و... (یا هر لذت کوچولوی دیگه ای آ. ببخشید من دیگه همه چیز رو میگم . اما ، ازلذت چت کردن با همون فلانی گرفته تا...)
لذت داره .کیف داره برات . برا اون حاج خانمه هم . قبول ، اما ، قشنگ،با عقل ،... تو این لذت کوچیکه رو که ببری دیگه ظر فت پر میشه. فکر میکنی به اصل لذت رسیدی.دیگه تلاش نمی کنی برای رسیدن به لذت بزرگتر. لذت بیشتر. چون فکر می کنی رسیدی دیگه . بعد به اون لذته که صد برابره این کیف داره نمیتونی برسی. بابا یه خورده فکر کن اگه عقل داری .
حالا یکی از راههایی که مسیر لذت بردن و کیف بردن از اون لذت بزرگ رو فراهم میکنه
نماز خوندنه...اول وقت. بندازی تنگ غروب فایده نداره آ .
برا یه بار هم که شده این حرف داداشتون رو گوش بدین. یه یک هفته ای نماز بخونین. اگه احساس لذت بری از زندگی ،شادی و نشاط از زنده موندن بهتون دست نداد.
اگر بعد یه هفته که این کار رو کردی نگفتی : من چقدر خوشبختم . خدایا تو چقدرگلی . حالا اصلاً حواستم نیست که، بابا خود اون گل رو خدا خلق کرده ........ اگه اینجوری نشد .
اگه اینجوری نشد آ . اصلاً......هر چی دلتون خواست به من بگید. خب................خب .
این بار هم به نام خودت ، ای تنها پناه من
می شناختم هر دوشون رو
،
بحثش بود از چند وقت پیش . میگفت وبلاگ هم داره. اما تاحالا باهاش چت نکردم آ. اونقدر عاشق شده بود ، بنده خدا قیافه اش شبیه خاک شیر هم نزده شده بود اونشب.
میگفت...(با لهجه عشقولانه بخوانید) دقت کردی ؟ مطالبش تو وبلاگ خیلی بوی خدا رومیده . میدونی واقعاً...
ببین شخصیتش ... {برای اینکه از اون حالتهایی که باید یه پاکت بگیری جلو دهنت بهتون دست نده بقیه شو نمی نویسم }
گفنم خب ،باشه باشه . خودتو کنترل کن عزیز دلم .
/// * * * ///
(بدآموزی داره آ.شاید درست نباشه بگم . اصلاً ولش کن نمیگم .![]()
اما آخه از دستتون می ره. باشه چون خیلی اصرار کردید میگم.اما شما خودتون شطرنجی بکنید دیگه . یا مثلاً اصلاً نخونید این یه قسمت رو . یاد حرف یکی از رفقا که حسابی حسابی اهل فنه افتادم.
میگفت فلانی آمار داریم.اکثر دختر خانمایی که تو نت وب مذهبی دارن و مطالب مطرحی هم می نویسن...
ولش کن نمی گم بقیه شو . ای بابا بده آخه . باشه باشه . میگفت دختر خانمایی که با اون خصوصیات توی نت هستن ببخشید آ خیلی خیلی ببخشید آ اما حتماچند تایی خواستگار دارن .)
/// * * * ///
شب قبل خواستگاریش با هم بودیم . گفتم امیر حواست رو جمع کن آ.همین دیدار اولیه خوب بشناسش.میدونی که چی میگم؟
سریع افتاد دوزاریش . شروع کرد دوباره گفتن برا من.میخواست یادش نره :
یکی از یارای امام مجتبی(ع)رفته بود پیش آقا.گفت آقا یه خواستگار واسه دخترم اومده . چی کارکنیم ؟
امام مجتبی(ع) فرمودند باید تحقیق کنی . ببین آقا پسره مومن هست یا نه . اگر مومن بود دخترت رو بده .
طرف گفت آقا ، همین ؟ امام مجتبی(ع) فرمودند بله همین . چون دختر شما یا دختر خوب
و خوش اخلاق و بسازیه یا بد اخلاق وبهونه گیر و
... . اگر دخترتون خوب باشه مومنه که میتونه قدرش رو بدونه و دوستش داشته باشه . اگر هم بد باشه فقط مومنه که میتونه تحملش کنه. باهاش بسازه . و بازم دوستش داشته باشه .
/// * * * ///
خواستگاریش که تموم شد همین که از در اومد بیرون زنگ زد گوشیم .
همه چی رو گفت .
فکر کنم شیرینی رو افتادیم .
پ ن : اگر حال داشتین این متن رو 2 بار بخونین.