گفته بودم قبلا، که دوست دارم هر پست مختص به یه موضوع خاص باشه اما نشد (:
قول داده بودم برای ماه رمضان بیام اینجا
این اومدن کوچولو هم فقط برای اینه که بد قول نشده باشم. می آم بزودی.
.
.
.
دیگه کم کم باید روی ماهِ ماه رمضان رو بوسید و ازش خداحافظی کرد
ماه رمضان، ما رو ببخش که ما مهمون های خوبی نبودیم
دیگه تموم شد
فقط مونده یک روز دیگه ....... و دیگه تموم
اعمالی توی مفاتیح وارد شده برای روز و شب آخر. به قدر توان انجام بدیم
برای خدا سخت نیست که تو همین یه چکه ی باقیمونده درستمون کنه . بعید هم نیست .
تذکر مهم : درباره پست قبل خیلی سوال شد. خصوصی و عمومی کامنت و مسنجر
البته هنوز هم فکر نمیکنم که متن مبهم باشه اما باید عرض کنم
بله صدای آمریکا جسارت کرده و پیشنهاد همکاری داده بود که ....... که حسابش هم کف دستش گذاشته شد (: ......... بدعای شما [برای اطلاع بیشتر رجوع شود به پست قبل]
عده ای شکایت میکردند که، خدا ما را تحویل نمیگیرد
خداوندد فرمود: ((هرگز بندگان من!! هرگز اینگونه نیست که ما بشما توجهی نداشته باشیم اما چرا برای حل مشکل خود یتیمی را به سرپرستی نمی گیرید.))
این روزها (و البته در طی سال)، کمیته امداد امام خمینی(ره) ایتام رو به سرپرستی میده. عقب نمونیم
سلام
عید بود دیروز. عید بود امروز. عید است فردا و چه اعیاد بزرگی...
اصلاً بگذار بگم که این چند ماه ِ رجب و شعبان و رمضان انگار نه که خودِ بهونه های خدان برای ما گناهکارها که بالاخره به سمتش برگردیم.
توی این ماه ها قدم به قدم، روز به روز، خداوند ایستگاه گذاشته برای منی که توی هیچ کدوم ازایستگاه های قبلی سوار نشدم تا بالاخره تو یکی سوار شم و برسم به ماه رمضان. نمیدونم اما انگار دیده من جا موندم دلش نمی آد جا بمونم. خدا میخواد به هر بهونه ای من رو ببره پیش خودش. میلاد امام جواد(ع)، میلاد امیرالمومنین(ع)، اعتکاف ... میلاد امام حسین(ع)، میلاد امام سجاد(ع)، میلاد حضرت عباس(ع)، میلاد عزیزمون حضرت صاحب(عج)، ... و از این همه بهونه مونده فقط خجالتش برای من.
* * *
نمی دانید چقدر برادر شما سید محمد صدرا دوست دارد زیاد بیاید اینجا و ببیند شما را و با هم دیده بوسی کنیم و چاق سلامتی و بعد هم یک چای دبش قند پهلو با هم بخوریم . نمی دانید چقدر که ! میدانید ؟! (:
وعده کرده بودم بیایم و بنویسم از لجن پراکنی دشمنان شما به برادرتان سید محمد صدرا. بیایم و بنویسم از جسارت صدای آمریکا و ...
حالا می نویسم برایتان که،
وسط این همه اعیاد شعبانیه، مژده مژده، خدا قبول کند.... که صدای سینه زدن های شما توی این حسینیه کوچکمان آنقدر بلند بوده که سر و صدای، صدای آمریکا را در آورده.
آن قدر بوده که جسارت کرده اند. چشمان عباس(ع) را دور دیده اند، سپاه مولایتان(عج) را می خواهند خالی کنند. بی شرم ها امان نامه آورده اند که از برادرتان سید محمد صدرا بخواهند از حسینیه تان بیاید بیرون. برود کنجی بنشیند با آنها و آن چای دبش را که گفتم نوش جان کند !!!
حبیب بی مظاهر! کجایی تا فریاد بزنی که ابالفضل(ع) اگر چه رفت اما، ما سر در حسینیه مان نام عباس(ع) را حک کرده ایم با نور.
تو که کر و کوری، نور را کور خوانده ای. بچه های حسینیه مان گورت را خواهند کند.
ما تفاله ی چای بعد از روضه مان را هم توی صورت تو نمی ریزیم. حواس ناپاکت جمع باشد! بدان ! ما چایمان را تلخ می خوریم تا قندش بماند برای شیرین کامی حسین(ع) که ....... که هنوز یاوران تو زنده اند حسین(ع).
ما اگر لازم باشد چایمان را هم نمی خوریم و به قول حسین قدیانی می دهیم به رباب(س) تا بدهد به علی اصغر(ع) تا گلویش خیس شود کمی.
آمریکا بداند ! ما سایه اش را هم با تیر می زنیم چه رسد صدایش را.
بچه های ما اینجا بدون هیچ امکاناتی دارند توی نت به جنگ می روند که ننگ نداشته باشند آنوقت تو امان نامه می آوری؟ پیشنهاد همکاری می دهی؟
یکبار دیگر بفهمم این دور و برها پیدایت شده می دهم بچه های حسینه مان تکه تکه ات کنند.
ت.ن 1: اگر احیاناً به این وبلاگ حمله ای شد یا مشکلی ایجاد شد از طریق سرچ ( طلبه ای که میگفت مرسی) به این وب دسترسی پیدا کنید
ت ن 2:برای ماه مبارک رمضان اینجا می آیم ..... انشاالله
ت ن 3: نیاز نیست بگویم برای برادرتان سید محمد صدار دعا کنید که ؟
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یک توضیح شاید مهم : چند نفری پرسیدند که : آیا مطمئنید این درخواست از سوی همان دستان ناپاک است آیا ؟ ............. پاسخ : خیالتان راحت، نویسنده آنقدرها هم ساده نیست.
برادر شما سيد محمد صدرا براي شما مينويسد :
از اين ماه رجب عزيز اگر چه ليله الرغائب رفت از دستمون اما ميلاد امام جواد(ع) هنوز هم باقيه . میلاد امیر المومنین(ع) هنوز هم هست. اعتکاف هنوز مونده و ...
اصلاً بگذار بگم که این چند ماه ِ رجب و شعبان و رمضان انگار نه که خودِ بهونه های خدان برای ما گناهکارها که بالاخره به سمتش برگردیم.
رجب ماه خدا ..... شعبان ماه رسول خدا(ص)..... رمضان ماه امت رسول خدا(ص)
باید شروع کرد. باید پاک بشیم. ماها انشاالله بناست جزء همسایگان امیرالمومنین(ع) باشیم آ .پس بچه ها بیاید پاک بشیم و ....... تو میدونی عزیزکم که پاک شدن راهی نداره الا توبه.
و تو خوب میدونی عزیزک من اما دوباره میگم که، توبه یعنی بازگشت. یعنی خدایا دیگه می خوام برگردم. خدایا دیگه پشیمونم. یعنی خدایا دیگه از بی تو بودن خسته شدم. دیگه طاقتم نمی آد. دیگه می خوام کنارت باشم خدا .خدایا ما رو بپذیر. ما گناهکارها رو بپذیر. خدای بزرگ تا الانِ دلم به غیر تو امید داشت اما حالا دیگه نه . خدایا امیدم دیگه فقط تویی .... فقط تویی (کمک کن بفهمم که فقط تویی و دیگری نیست ...)
* * *
توبه کردن یعنی :
1- اظهار پشیمونی زبانی 2-اظهار پشیمونی از ته دل
3- اظهار پشیمونی تو رفتار [ ببین عزیز من، اونکه واقعاً پشیمونه دیگه سمته گناه نمی ره آ. اگه رفت پیداست پشیمون نیس هنوز. باخدا تو رو در بایستی گیر کرده ]
نکته1: گاهی می خوایم اظهار پشیمونی تو رفتار داشته باشیم اما [خدا لعنت کنه شیطان رو] باز هم نمیشه....راهش فقط یک چیزه عزیزم : اینبار از خودِ گناه چشم نپوشیم بلکه از مقدمات گناه چشم بپوشیم - چشمتو بپا، هر چیزی رو نگاه نکن.گوشتو مراقب باش، هرچیزی رو گوش نده. زبانتو مواظب باش، هرچیزی رو نگو. دستتو پاتو حواست باشه – هرچی ...هرچی که فکر میکنی مقدمه ی گناه کردن میشه بگذرا کنار . دورش یه خطططططط قرمز. میشه (:
نکته2: این اظهار پشیمونی تو رفتار رو باید چند وقت ادامه داد؟ جواب: چند وقت گناه کردی؟ همون مقدار (: نا امید نشو . تو توی این مدت با گناه، بدنت کلی کثیف شده. یه کم زمان میبره تا تمیز بشی..... ادامه بده...... و هزار البته که گریه برای امام حسین(ع) گریه برای امام حسین(ع) گریه برای امام حسین(ع)، زیارت عاشورا خوندن، سعی درنماز با توجه خوندن و ... در تخفیف و کم شدن این مدت بسسسسسسیار موثره.
حالا یه فرصته خوب پیش اومده. استفاده کن. اعتکاف خیلی فرصته خوبیه برای توبه . خیلی شروع خوبیه برای درست شدن
رجب ماه خدا ..... شعبان ماه رسول خدا(ص)..... رمضان ماه امت رسول خدا(ص)
خدا نیست که دید یه عده ای هنوز گناهکارن، ماه رجب رو قرار داد و بعدشم تورش رو روی زمین پهن کرد تا دست وپای هر کسی که میخواد با گناه ازش دور بشه به تور گیر کنه ،تا دیگه نتونه بره، تا صیدشون کنه، تا ببردشون پیش خودش، تا ....
عزیز دلم، فدات شم، تمام تلاشت به این باشه که تا این ماه تموم نشده با تور خدا صید بشی تا پاک وارد ماه شعبان و رمضان بشیم ....... انشاالله
فکر کنم گفتم که، (: اعتکاف خیلی فرصته خوبیه برای توبه . خیلی شروع خوبیه برای درست شدن. اعتکاف یه راه میان بره برای رسیدن به خدا ....... حتماً شرکت کنید آ. خب؟ (:
برادر شما سيد محمد صدرا براي شما مينويسد :
1.سخت دعایم کنید که گریبان توفیقمان صدپاره است
2. به یاد تمام بچه های این حسینیه خواهم بود در میهمانی خدا.
3. خدا را شکر خدا را شکر. پیداست بچه های این حسینیه اباعبدالله ع، این چند وقت با اخلاص اشک ریخته اند پای روضه های اباالفضل ع که حالا جسارت کرده است رادیو آمریکا، لجن پراکنی کرده اند دشمنان خدا به سمت شما و برادرتان سيد محمد صدرا ..... در پست بعد مینویسمش ..... انشاالله
خیلی امید دارم به موفق شدن شمابچه های این حسینه ی اباعبدالله در راه خود سازی (:
به مخاطب همیشگی احترام میگذارم و بحثو سریالی پیش می برم [نکته ای برای مخاطبین گذری: اگر گوشه ای از بحث روشن نبود، نگو چرا ناقصه. رجوع شود به پست های قبل. اونجا گفتیم ..... آره عزیزم ]
تو پستهای ادامه دار قبل ثابت شد که : بدون تعارف، ما نه حتی برای زندگی راحت توی اون دنیا، که برای رسیدن به یک زندگی خوب و لذت بخش تو همین دنیاهم، ما [ما طفلکی ها] .......... ناچاریم مومن شویم.......( در صورت ابهام کجا باید برید؟ .... آفرین برو پست ها ی قبل)
*باید [ناچاریم] مومن شویم. اما راه مومن شدن [که شما باید دعا کنید که نویسنده ی بیچاره بتونه توی این راه قدم بگذاره و بعدش ثابت قدم باشه ] چیه؟
مقدمه1:میدونی ......... خیلی از ماها آدمای خیلی بدی نیستیم. تنها جنایتی که میکنیم اینه که گناه میکنیم گاهی اوقات............. همین فقط.
مقدمه2:یعنی میدونی .... خدا و رسول(ص)و... همه چیز رو قبول داریم اما ..........[لعنت برشیطون] اما گناه می کنیم.
مقدمه3:راستش ........ خودمون هم از اینکه گناه میکنیم خیلی راضی نیستیم.
عزیزکم، گناه کردن[هرگناهی]آدم رو از مومن شدن دور میکنه، آدم رو از یه زندگی لذت بخش دور میکنه، آدم رو لجن مال میکنه، کثیف میکنه، افسرده میکنه.......پس بایدکنارش گذاشت. همین الان هم [ نگو کم کم کنار میگذارم. اینجوری هیچوقت کنار نمیگذاری]
راه ترک گناه هم تصمیمه . تصمیم بگیر دیگه گناه نکنی. یه جو غیرت می خواد بین خودت و خدا
بگو خدایا، من تو رو بیشتر از گناه دوست دارم. خدایا، دیگه گناه نمیکنم .......... آها. تصمیم بگیر
تصمیم بگیر. شروع کن و این ترک گناه رو ادامه بده ......... سوال: چند وقت ادامه بدیم؟ جواب: چند وقت گناه کردی؟ همون مقدار (: نا امید نشو . تو توی این مدت با گناه، بدنت کلی کثیف شده. یه کم زمان میبره تا تمیز بشی..... ادامه بده.
اگر تصمیم گرفتی و شروع کردی اما اولش، وسطش، ........ دوباره حیله ی شیطون کارساز شد و گناه کردی، سریع توبه کن . استغفار کن. بگو که خدایا غلط کردم.
باغیرت، با شرف شیطونو کنار بزن.دوباره از اول شروع کن. کارهایی که فکر میکنی مقدمه گناه کردنت میشه بگذار کنار (چشمتو گوشتو مراقب باش هرجایی نرو. هر حرفی نزن ... برای صحنه هایی که تو ذهنت میآد سریع استغفار کن. اونقدر صلوات بفرست که اون فکر از ذهنت بره)
اولین قدم برای مومن شدن ترک گناهه عزیزمن .....اوائل شاید کمی سخت باشه اما کم کم که ادامه پیدا کنه، لای دندونت طعم خوش یه زندگی لذت بخش رو احساس میکنی .
*درضمن میخوام که لطف کنید و بگید که متن های قبلی این وبلاگ آیا 1.طولانیه 2.خوبه 3. کوتاهه؟
همین دیگه (: دعای وسط متن برای نویسنده فراموش نشود
سلام .سلام
خیلی سریع و تند ........ این که این طلبه ی بی مقدار، مقداری هم وقت پیدا نکرد توی این چند وقت که به این حسینیه سر و سامونی بده، خب حتماً وقطعاً وتحقیقاً ومسلماً و...تقصیر شماست! چون دعاش نکردید
... پس از این به بعد دعایش بکنید لطفاً. تا دوباره نشود اینکه چند ماه نیاید و... .
می خنده !!!......... واقعاً دعا کنیدآ.
* نکته ی خیلی مهم [ الان و تواین پست بنا بودسلسله بحث هامون رو که توی پست قبل گفته شد دنبال کنیم اما......اما
اما توی این پست ناچارم به یه سوال ترسناک جواب بدم( ترسناک بودن این سوال، آخر پست واضح میشه ) پس به بیماران قلبی و...توصیه میشه این متن رو نخونن+خیلی عذر میخوام که این پست یه کمی طولانیه
و البته ادبیاتش هم با ادبیات خاص این وب فرق داره.اماخب دیگه تحمل کنید دیگه.اوهوم؟
آخه لازم بود+ همه ی ۱۸۴ نظر پست قبل خوانده شد.نویسنده شرمنده ی اظهار لطف شماست.همین فقط ]
[ علت اینکه مقام معظم رهبری درباره روز عاشورا و اهانت به اباعبدالله(ع)بیانیه یا اطلاعیه ندادند چه چیزیه؟ ]
این سوالی بود که چند وقت پیش در نت دیدم . و بعد از اون هم در بیرون از نت (هرچند خیلی کم) مطرح شد . البته دیدم جوابهایی هم دادند بعضی دوستان، که گل جوابهاشون اینها بود که :
ــ : چون مراجع و مسئولین گفتند دیگه کفایت یود. پس ایشون نگفتند. ــ : اگر میگفتند دفاع از ولایت فقیه میشد و چون ایشون خودشون در جایگاه ولایت فقیه هستن، احتیاط کردن که از خودشون تعریف نشه. و ــ : ــ : ــ :
اما جواب
اسلام عزیز، پایه اش یک عقلانیت عاشقانه س. اما مرحله ی عقلانیت کجاست؟
ببینید هر مسلمون شیعه با عقل، دینداریش رو پیش میبره. اول ضرورت وجود خدا رو با استدلال میفهمه بعد ضرورت وحدانیت خدا بعد ضرورت وجود نبی و پیامبر بصورت عقلی براش اثبات میشه[مفهوم وجود نبی] بعدشخص پیامبر رو با برهان و معجزه و... می شناسه[مصداق وجود نبی]بعد مفهوم و بعد مصداق امام هم با استدلال براش روشن میشه......<< البته اگه کسی اینا رو تا حالا با استدلال نشنیده، سریع بره دنبالش که خیییییلی از کفش رفته
>>
خب، حالا خدا یعنی چی؟ (خیلی ساده) خدا یعنی کسی که هر چی ی ی ی ( فکرکن...... هرچی!! ) توی آسمونها و زمین، وابسته به او هستند و او به هیچ کس وابسته نیست .
حالا این خدا با این ویژگی ها، واجب الاطاعه هست؟ آیا؟ کسی هست که بگه نه ؟؟ .... خانه اش ویران باد << چون اصلاً عقل نداره >>
این خدای واجب الاطاعه میفرماید: از ایشون (مصداق پیامبری) اطاعت کنید. بعد از این، اون پیامبر که واجب الاطاعه هست قطعاً، میفرماید: از این امام (مصداق امامت) اطاعت کنید. پس طبیعتاً و البته عقلاً، اون امام هم واجب الاطاعه است. این سلسله رو ادامه بده به ترتیب تا آخرین امام.
پس جناب عقل: همه این سلسله نماینده های خدا هستند. و تو خوب میدونی که خدا که جای خود داره، حتی ما انسانها هم کسانی رو بعنوان نماینده ی خودمون اتنخاب می کنیم که صفات و رفتارشون، نزدیکترین به ما باشه.
پس نکته1: 1- این سلسله، اخلاق و رفتارشون به خدا رفته و نزدیکترینن به خدا. 2- ما لطف نمیکنیم اگر اطاعت میکنیم ازشون. ما ناچاریم این بهترین راه رو اتنخاب کنیم. چون زندگیمون بندِ به اونهاس(پس منتی نیست). 3- گناه، کار و حرف اشتباه، دورغ و سهو از این نمایندگان خدا دوره و سر نمی زنه......هیچوقت.
امام صادق(ع) عزیز، یکی از این سلسله هستن. روایت معروفی دارن که :
... از میان خود کسی را بیابید که حدیث ما را روایت کند و حلال و حرام ما را در نظر داشته باشد، احکام ما را بفهمد (یعنی مجتهد فیقه و عادل)و... همانا من او را حاکم شما قرار دادم. هرکه حکم او را نپذیرفت حکم خدا را سبک شمرده و ما را ردّ کرده و هر که ما را ردّ کند خدا را ردّ کرده. و این در مرز شرک به خداست.
رفقا ! امام صادق(ع) واجب الاطاعه، نه شوخی کردن نه اشتباه[بحکم بحث کوچیکی که بالا داشتیم].......... این حدیث یک حقیقته......... تو خواه پند گیر خواه ملال.
در دوره غیبت، وقتی مجتهد و فقیه عادل[ که نماینده ی حضرت صادق ع هست]حرفی سخنی چیزی گفت، اطاعت از حرف او مثل حرف امام صادق(ع)و به تبع مثل حرف رسول خدا(ص)و به تبع مثل حرف خداوند، واجبه........ و چه کسی هست که به پیکار با خدا شتاب کنه؟ [تا اینجا ترسناک بودن این سوال (که البته دو روش برای پرسیدن داره) کمی مشخص شد.
نکته 2: این سوال دو روش برای پرسیدن داره:
1- روش اول: ایشون رهبر جامعه اسلامی هستند. چرا بیانیه ندادند؟ + لحنی تند ( مفهوم این جمله=ایشون باید اطلاعیه می دادند و حالا چرا ندادند؟) ...... این یعنی یک اعتراض درظاهر کوچک نسبت به تصمیم نماینده ی حضرت رسول(ص).
2- روش دوم: علت اینکه ایشون بیانیه ندادند چی بود؟ + لحنی نرم ( مفهوم این جمله=آیا اصلاً ایشون باید اطلاعیه می دادند؟) ....... این یعنی صرفاً یک سوال از سرِ ندانستن و پرسش برای فهم حقیقت.
* اون سوال وحشتناک که ازش صحبت شد. پرسش بشیوه روش اول هست. اما حواسا جمع :
الف- ممکنه کسی به روش اول سوال رو بپرسه و بعد ادعا کنه که منظور من روش دوم بود ...... خب چی کار باید کرد؟ ........................ عملاً هیچ کار. چون ما مامور به ظواهر هستیم. هر کس باید تو دلش ببینه که سوالش از سر اعتراضه یا فهم حقیقت.
ب- اگر کسی میخواد سوال رو به روش دوم بپرسه باید این سوال رو :
اولاً : فقط از یک کارشناس متهعد و متخصص بپرسه[حق بدید! صحبت از عقاید یک بشره]
دوماً : باید خصوصی بپرسه. چون همه سوال او رو ندارن. پس اگر از کنار سوال عمومی و روزنامه ای شده ی این فرد، ذهن های پاک اما آماده ی عده ای مسموم شد جواب اون پرسشگر در مقابل خدا چیه؟ (:
سوال: آیا کسی که این سوال رو به روش اول می پرسه، بلافاصله مردوده؟ ضد ولایت فقیه میشه؟
جواب: الان نه عزیزم. اما صبر کن ...
. کسی که این سوالِ از سر اعتراض رو می پرسه، چند وقت دیگه خودشو نشون میده. این سوال(باروش اول) شروع تدریجیِ یک حرکتِ بسوی سقوطه. البته اون پرسشگر بلافاصله با این پرسش ساقط نمیشه، اما عزیز دل من، من اینجا شما هم همونجایی که هستید .... انشاالله باشید وببینید که بیشتر از چند سال تحملش نمی آد و کم کم نفاق چهره ی واقعی خودشو نشون میده.
تذکر : البته تا وقتی که این چهره بصورت علنی خودشو نشون نداده، ما مامور به ظاهریم و حق برخورد نداریم. حتی غیبت کردن.
مثال : پرسشگران سوال(بشیوه ی اول) رو تو طول تاریخ ببینید:
1- ........ (وبلاگم کثیف میشه اگر اسم ببرم) 2-خوارج 3- افراطیون اطراف امام مجتببی(ع)و عاملان شهادت حضرت 4- افراطیون عصر امام حسین(ع) و قاتلان حضرت 5-و... تمام افراطیون نزدیک به ائمه(ع)
نمونه این پرسشگران رو بعد از انقلاب بخاطر بیارید:
1-آقایونی که در مسائل مختلف نظر شخصیشون رو به امام(ره) اصرار و تحمیل میکردند و کمی تا قسمتی به امام(ره)دستور میدادند که، امام محکم تر برخورد کنید و الان اونها ... 2- آقایونی که دهه60، هر دختر و پسری که با هم توی خیابون بودن میگرفتن و الان اونها ... .

اول-وقتی جریانات دنیاخواهی و خدانخواهی عده ای بر سر خلافت پیش اومد، یه روز که داشتن امیرالمومنین(ع) رو با وضعیت رقّت باری سمت مسجد میبردن برای ببیعت گرفتن، سه تا از یاران خیییییلی خوب حضرت ایستاده بودند و تماشا میکردن اما هر کدوم به یک نحو. یکی شمشیر رو کمی بیرون کشیده بود و توی دلش میگفت:آقا چرا چیزی نمیگید؟ چرا میگذارید اینطور کنن آخه؟ دومی دستش به شمشیر بود و بیرون نکشیده بود اما توی دلش می گفت: آقا شما که کلّ عالم دستتونه. چرا جوابشونو نمیدید؟چرا اینجور؟ .....[دقت کنید. این دو سوال بشیوه ی دوم پرسیده شده] نفر سوم اما، سلمانِ عزیز بود. سلمان دستش به شمشیر نبود و داشت توی دلش میگفت: یاعلی(ع)، شما آقای منی، مولای منی. هرچه بکنی درسته. الان دوست داری چیزی نگی فدات شم؟؟ باشه. هرچی شما بخوای. هر چی ی ی ی ...... چیزی نمیگفت[حتی توی دلش!!]و فقط غصه میخورد برای دل مولاش.
ایمان یعنی این. نزدیک بودن به خدا یعنی این. غیر این هم راهی نداره عزیز دلم. خیالت تخت.
دوم- پیش حضرت نشسته بود و میگفت: آقا قیام کنید. ما پشت سرتونیم.[ آدم خوبی هم بود اما...] حضرت به مهمان فرمودند: برو و توی تنور بشین! گفت: آقا! آخه، چیزه ... . یکدفعه یکی از یاران حضرت اذن گرفت و اومد تو. حضرت به یارشون فرمودند: برو بشین تو این تنور. یار حضرت لبخند زد. کفش هاش رو در آورد و رفت نشست توی تنور روشن!! حضرت رو کردند به مهمانشون و فرمودند:خب آب و هوای منطقه شما چطوره؟ (: طرف شوکه شده بود. گفت: آقا!سوخت!! حضرت فرمودند: برو و داخل تنور رو نگاه کن.....داخل تنور نشسته بود چهار زانو و ذکر میگفت که ( امام صادق دوست دارم...امام صادق دوست دارم )... مهمان نشست. حضرت فرمودند:اگر چند تا یار مثل او داشتم قیام میکردم.
و اما ...... رفقای عزیز من حواستون جمع باشه. این فقیه عادلِ مظلوم، نائب حضرت صاحب(عج) و حضرت صاحب(عج)نائب رسول خدا(ص) و پیامبر نازنینمون، نائب خداست.
به دلالت کلّ این پست[ که عقلاً ثابت کردیم] تبعیت-بی- چون-و-چرا از ایشون لازمه و ضروری.
پس تو هم مثل سلمان برخوردکن.چرا که راه دوست داشتن خدا و تبعیت از او، از دوست داشتن و تبعیت از نائب امام زمان(عج) میگذره. بگو....محکم بگو:
[ عزیزم، الان تصمیم گرفتی اطلاعیه ندی؟صحبت نکنی؟هرچی تو بگی فدات شم ....... شما بگو بمیر ........ مرده ام من ]
باید بصیرت داشت و بصیرت یعنی :
بصیرت یعنی دقت و جهد بسسسیار و همیشگی ، در اینکه پای و دست و چشم و زبانت همانجا بچرخد که پای و دست و چشم و زبان مولایت ، حتی اگر بخلاف میلت بود
سلمان یعنی بصیرت تام.
شیعه تنوری باشیم و گرنه به تنور آخرت، سخت خواهیم سوخت ...
دعایمان می کنید؟..........خیلی زیاد ؟
سلام . حال شما ؟ آخه چی شده که اینقدر سال به سال سر میزنید اینجا ؟!
این مطلب یا پست یا نوشته یا (هر چه نامش نهند ) ....... برام خیلی مهمه . چیزی توی مایه های اهمیت انتخابات مثلاً . اوهوم که ؟!
این بار ، هم شفاف سازی پست قبل رو میکنیم که دوستان در خلوت و جلوت درخواست کرده بودن هم یه خبر خوش داریم . هم ، هم ، هم انتخابات داریم توی همین وب کوچیکمون و...![]()
و اما شفاف سازی (شفاف سازی پست قبل که از قضا خیلی هم مهمه )
میگفتند (دوستان میگفتند) :
آخه خودمون رو که نمیتونیم گول بزنیم که . ما حقیقتاً کارهامون برای خدا نیست برای خودمونه . شیشه پاک کردن آخه کجاش برای خدا میشه ؟حالا هرچند با یه نیت خوب هم برگزار شه ؟؟ ظرف شستن ، غذا پختن ، درس خوندن ، محبت کردن به اطرافیان به مادر به پدر به هم سر و ... اینها رو دیگه خودمون که میفهمیم داریم برای خودمون انجام میدیم نه خدا !
می گویم :
خب عزیزدلم ، این سوال نشون میده که شما وضعت خیلی خرابه که این رابطه رو نمی تونی درک کنی . میدونی ...تو عاشق نشدی . همین .
عاشق هر کاری که میکنه برای معشوقشه . میخوابه ، خواب او رو میبینه . بیدار میشه ، اولین چیز به یاد او می افته . دست و صورتش رو آب میزنه ، به یاد او می افته . به یاد دست و صورت او ( کاین دست توراست دست من نیست)اوهوم؟!
بابا ، تو عاشق نشدی فبول . دو تا عاشق و معشوق که دیدی که ( البته به غلط به آقا و خانمی که همدیگه رو خیلی دوست دارن میگن عاشق و معشوق . اما خب چه کنیم غلط مصطلحه دیگه )
دختر و پسری که با هم ازدواج میکنن مخصوصاً اوائل این اتفاق مبارک ، چه حسی نسبت به هم دارن ؟ دیدی؟!اگه راه میره ، خیلی متین و به یاد هم سرش . غذا میخوره تو فکر اینه که نکنه هم سرش غذاش دیر شه ، تا مامانش میگه هم ... دلش میره . فکر میکنه میخواد بگه هم سر . و اصلاً حواسش هم نیست که مادرش داره داد میزنه که : هم زن رو از تو کابینت بده به من ...
پس حالا با این مثال افهم لطفاً ( کراهت داشتم برای این مثال اما خب مثال دیگه ای به ذهنم نرسید)
میگه من کارم رو دارم برای خودم انجام میدم در اصل نه برای خدا ...
وقتی همون دختر خانمی که داره هم زن رو می آره برای مادرجانش ، ماسک میوه ای مثلاً ، رو صورتش بگذاره تا پوست صورتش لطیف بشه . این کار رو برای کی داره انجام میده ؟ آیا ؟! او این کار رو میکنه فقط بخاطر هم سرش . به من نگو حاج آقا ، داره فایده اش به خودش هم میرسه . اینو میدونم . اما علت انجام این کار یه چیز بود . فقط رضایت هم سر . همین .
حالا عده ای شیشه پاک میکنن .... برای خدا فقط . حالا این گوشه کنار فایده اش به خودشون هم میرسه . خیالت تخت .
اما خبر خوش ![]()
علت های مختلفی دست به دست داد. این دیر آمدن های من هم اینجا ، شد مزید بر علت تا یه خبر خوش بدم بهتون .... حالا من اطمینان کردم وبدون مژدگونی گفتم خبر رو . اما شما مژدگونی یادتون نره آ
اما خبر : تصمیم دارم به علتهای مختلف که یکیش رو بالا گفتم ، نه کاملاً اما برای مدتی رفع زحمت کنم . نباشم . و از جایی که شماها رونق این حسینیه کوچولوی اباعبدلله ع هستید و نظرتون در این تصمیم گیری تاثیر مستقیم داره ، نثل این دوستان تازه کار نت ازتون بخوام نظرتون رو در مورد این رفتن بگید .... این هم انتخابات ما ...
اعتکاف بودیم راستی . خیلی هم خوب بود . خیلی زیاد . ![]()
به دوستانی که قول داده بودیم ...... یادشون بودیم توی اعتکاف
خدایا ما رو زنده نگهدار تا سال بعد دوباره بتونیم بیایم خونه شما مهمونی ... چه مهمونی خوبی بود . افسوس ، افسوس که تموم شد ...
.....روی دعاهای شما حساب باز کردم . خیلی زیاد
یه توضیح : دوستی نظر داده بودن که : مطالب شما داره کلیشه میشه
ببینید . دیگه اول عیدی ... ![]()
شما اگر بخواید ایرادات من رو بنویسید حدودا به 8تا دفتر200برگ احتیاج پیدا میکنید ( تازه اونم خط کشی نشده
) اما تو رو خدا این ایراده ؟!!! ...........خیلی عذر می خوام ، صحبت از ایمان و مومنانه زندگی کردن توی جامعه دینی چه قدر بحث مهمیه ؟!! اینقدر{ }؟!!! ......... یعنی واقعا جامعه ما اونقدر پر و لبریز شده از بحث ایمان، که دیگه بحث از زندگی ایمانی ،یه بحثه خیلی تکراریه ؟؟ آیا؟!!!
آیا تمام تلاش پیامبران از آدم ع تا خاتم ص برای مومنانه زندگی کردن بشر نبود؟؟ ..... اصلا ببینم ،شما نماز می خونید هر روز، دنبال چیزی غیر از ایمان هستید ؟؟!! آخه این ایراده ؟؟این انتقاده؟؟! ای وای ای خدا !!! .......
....در عین حال ایشون از کسانی هستند که لطف دارن به ما و گه گاه ایرادات کار ما رو میگیرن که ممنونیم ازشون . البته شما هم ایرادی دیدید حتما بفرمایید ![]()
* * *
(سعی کردم خلاصه باشه .موفق که بودم؟!
)
خب روشن که شد باید مومن شویم که؟ اوهوم؟!! ما توضیح دادیم تو پستای قبل. گفتیم که یه راهی هست که هم آخرتت رو آباد میکنه هم تو دنیا کیفور میشی![]()
. حالا با این توضیحات یعنی انصافاً هرکی به این نکته نرسیده باشه که باید(مومن شویم...خب!!)دو حال بیشتر نداره . یا خیلی کند ذهنه که نفهمیده، یا خیلی داغون تشریف دارن . که درهردو صورت ....... فاتحه مع الصلوات ( اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
) .......ما فهمیدیم باید مومن شویم . اما حالا راه این مومن شدن چیه؟!! خب راستش خنده م میگیره و خجالت میکشم از اینکه کسی مثل من بخواد این راه رو بگه . اما...
راه یه زندگی ایمانی، راه یه زندگی مومنانه ، غصه نداشتن، شاد بودن،... یه راهه. راه ذکر . همین .
عاشق باش . عاشقانه زندگی کن. دائم به ذکر باش. تا حالا عاشق شدی؟!!
عاشق هیچ وقت معشوقش رو از یاد نمی بره . می خوابه به امید اینکه تو خواب اونو ببینه..... بیدار میشه به امید اینکه امروز نصیبش شه و او رو ببینه ...... تا موبایلش میگه دیلینگ فکرش میره پیش معشوقش.... ..راه میره به یاد راه رفتن او ......میشینه به یاد نشستن او.....(ببین فدات شم ، اگر این حالات برات غریبه یا درکشون نمیکنی ، تووضعت خیلی خرابه آ . جدی میگم. برو یه نذری دخیلی چیزی ،خلاصه یه کاری بکن)
* * *
یه سری کارها هست مثل نماز و روزه و ... که اصلا نیت شرط صحتشه . اما عزیز دلم ، تو کارهای دیگه ت رو هم با نیت انجام بده. کارهای روزانه ت .
نیت کن ....... میخوابی به یاد او ، بیدار میشی به یاد او ، بیرون میری ، مهمونی ، عید دیدنی ، درس میخونی به نیت او ، چیزی نگاه میکنی (فیلم .سریال.عکس.هم سرت رو
. مادرت رو . پدرت رو ...) چیزی گوش میدی ، چیزی میگی ، حرفی میزنی ، ...![]()
*وسط توضیح نوشت : {نیت کردن برا این کارها اصلا سخت نیس آ .نگو آخه چه ربطی داره . همه چیز . همه چیز تو این دنیا و اون دنیا و ... همه جا همه جا به او ربط داره . کثرت و وحدت شنیدی ؟!! اگرمن و تو نمیفهمیم این رابطه رو . نمی فهمیم گل ها هر سال به شوق او باز میشن . نمی فهمیم ستاره ها دائم او رو تسبیح می گن . اگه نمیفهمیم اپسیلون به اپسیلونه مولوکول های برگ های ریز و درشت یه درخت ، دارن سبحان الله میگن . اگر یه عده ای اینها رو می فهمن و ما نمیفهمیم . و وقتی اون بزرگ مگس رو هم نمیکشه و با دست به بیرون از اتاق هدایت میکنه خنده مون میگیره . وقتی ما نمی فهمیم نمی فهمیم نمی فهمیم ...... و داریم راست راست برای خودمون هم میچرخیم وسط این دنیا هم . و معلوم نیست غیر از گناه کار مفیدی میکنیم تو این دنیا یا نه ؟! وقتی نمیفهمیم ، لااقل این رابطه رو انکار هم نکن . همه کارها به او ربط داره . هممممه کارها.....ما نمی فهمیم .
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست / تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز }
دیگه از شیشه پاک کردن بی ربط تر داریم؟!!
تو شیشه هم که میخوای پاک کنی نیت کن . بگو خدایا ، این شیشه رو تمیز میکنم که هر روز، خورشید رو بهتر ببینم . بهتر بفهمم کی وقت نماز میشه . نگو به قصد خونه تکونی . نیتت رو قشنگ کن . بگو خدایا بخاطر تو . برای تو ..... حالا خونه تکونی ت هم انجام میشه . کار رو خراب نکن دیگه .
غذا می پزی . لباس اتو میکنی. سفر میری . به هم سرت محبت میکنی
..... نیت کن . همه کارهاتو با نیت انجام بده . ما عاشقیم دیگه . نه ؟؟!!! (حالا لاشو بالا نیار . انشاالله که هستیم )خب ، عاشق هر کاری انجام نمیده آ . فقط اون کاری رو میکنه که معشوقش می خوادش. عاشق دیگه (: .......حواست هس ؟!! ......... تمام شد
پ ن 1 : علی ع امام العارفین بود . به او گفتند : علی جان
، چه کردی که به این جا رسیدی؟ علی ع دو لب نازنینش را گشود و مثل هر بار ، آتش به جان عالمیان زد :
" بر دوازه دلم نشستم . هر چه غیر خدا بود را راه ندادم "
پ ن 2 : خدای من . خدای تو گفت : اذکرونی فاذکرکم به یاد من باشید تا به یادتان باشم
پ ن 3 : این نیت کردن و به یاد بودن ، اوائل کمی سخته...... اما شیرین میشه کم کم . شیییییرییییییین
پ ن 4 : خیلی توضیح داشت این نوشته . ترجیح دادم فعلا ننویسم . و اگر سوال شد در موردش و اصلا برای توضیحش سوال داشتید تو یه پست دیگه بنویسم .
پ ن ۵ : سال جدید ....... زیر سایه حضرت امیر ع باشید انشاالله . خب؟![]()
پ ن ۶ : این برادرتون خیلی سخت به دعا نیاز داره . یادتون نره آ. بالاخره برادری گفتن دیگه. اوهوم؟!
سلام . تقصیر خودتونه دیگه . من که میخوام بیام زود به زود اینجا ، شما دعا نمیکنید ترافیک روی سرم سبک شه.اوهوم؟ تقصیر خودتونه
..... خیلی تلگرافی و مختصر....به یاد شما هستم .دعا کنید توفیق نصیبم بشه اینجا بیشتر بنویسم.باید مومن شویم.....خب؟!(۲) هم تو راهه و ... و خیلی چیزها که بگذار بگذاریم و بگذریم![]()
* * *
صبح که از خواب بلند میشیم ، بدو بدو سریع برسیم اداره ، مدرسه ، دانشگاه ، ... . شب ها که می خوایم بخوابیم ، بدو بدو زودتر بخواب که صبح زودتر بلند بشی . تو طی روز ، بدو بخون امتحان داری . بدو سریع تر نون بگیر ناهارو بخوریم . بدو ... .
سریع برسی اداره و دانشگاه و مدرسه که چی؟ امتحان بدی که چی ؟ و ... که چی ؟
که به سطح بالای علمی برسی ؟؟ نمره اول کلاس دانشکده دانشگاه ؟؟ تو اداره پایه ات بره بالا ؟؟ ..... که چی؟
ناهارو بخوری سیر بشی که چی ؟ آخرش که چی؟ هان ؟
این همه جنب و جوش ....... که چی؟![]()
به نظرت ما می فهمیم چرا داریم زندگی می کنیم ؟؟ یا اصلاً به نظرت ما زندگی می کنیم؟؟؟!!
رفقا ، آب پاکی رو بریزم رو دستتون ،
این همه جنب و جوش شبانه روز ما بدون حضور خدا ، بیشتر به یه فیلم طنز شبیه تا زندگی. اوهوم که؟ ![]()
{ نویسنده قبلاً عذر خواهی میکند از این واژه های بد ِ بد ِ بد
}
این همه تلاش ، این همه سگ دو زدن ( واژه خوبی نیس اما خوب منظور رو میرسونه. قبلاً هم که ...
) این همه عرق ریختن، این همه ، این همه ، این همه . آخرش هم ، همه مون دمغیم . همه مون گرفته ایم . همه مون داغونیم . پای حرف هرکی می شینی داره از یه چیزی میناله . پا دل هر کی بشینی میگه دل خونی داره.![]()
خب عزیزکم ، یه جای قضیه داره می لنگه دیگه . یه چی کم داره فدات شم .
این همه جنب و جوش شبانه روز ما بدون حضور خدا ، بیشتر به یه فیلم طنز شبیه تا زندگی. اوهوم؟
حالا وسط همه ی این دل خوری های ما از زمین و زمون ........ یه عده سرمستن . شاااد . خوشحاااال . لبخند به لب
.
یه عده ا ی که اتفاقاً مثل ما دانشجوهستن ، کارمندن ، بازاری و ... مثل ما باید سر موقع برسن دانشگاه و اداره و ... باید سر موقع امتحان بدن و ... باید خوب هم بشه نمره شون اتفاقاً چون برا یکی دیگه دارن درس می خونن . باید به مسائل کاریشون برسن . باید به خونه و زندگی برسن و ....
یه عده ا ی که اتفاقاً تو همون اتوبوس و تاکسی و مترو ایی می شینن که ما هم می شینیم . یه عده ای که تمام شرایطشون با ما مساویه آخه ، اما ......... اونها همیشه سرزنده ن . انگاری غصه ای ندارن . شارژه شارژ. با خانومشون با شوهرشون خیلی نازنین رفتار می کنن
حتی اگه کسی بیرون از خونه حسابی اعصابشونو خورد کرده باشه . با بچه هاشون خیلی رفیقن ، حتی اگه کلی کار رو سرشون ریخته باشه .
اما ما ......... غم داره می کشتمون . بهمون اخم میکنن
بهشون اخم میکنیم . دلمون می گیره . یه وقتایی اونقده تنهاییم و بغض می گیرتمون که می خوایم تا آخر دنیا بشینیم و گریه کنیم فقط ...
آخه ما چرا اینجوری ایم ؟؟؟؟؟؟!!!!! خاک بر سر من .
* * *
چاره ای ندارد عزیزکم . باید مومن شویم . مومن هم که میدانی ، یعنی که ایمان بیاوریم . یعنی باورش داشته باشیم .
بعدترش عاشقش شویم ....... بعدترترش قصد می کنیم که بغلش بپریم و ببوسیمش از ته دل . اما قبل از اینکه قصد کنیم ، خودمان را بغلش می بینیم و تنمان را ، که دارد غرق می شود توی بوسه هایش ...
و بعد ، علاجی نیست. فقط خجالت می کشیم ما که ......... که تو اینقدر مهربانی . تو اینقدر ما را خواهانی . ما چرا زودتر نیامد ه بودیم سراغت ؟؟!! خاک بر سر من که تا امروز یادم از تو نبود .
هیچ چاره ای ندارد عزیزکم . باید مومن شویم . همین
همه ی ما تا بچه ایم و کوچولو ، دوست داشتنامون خیلی متفاوته با اینی که الان هست ...... بچه که هستیم ، خیلی راحت همبازی پسر همسایه یا دختر همسایه می شیم . با هم قرار می زاریم
( وااای بلا به دور) اسباب بازی هامونو به هم قرض می دیم . دم خونه همدیگه می ریم . تازه همدیگه رو هم واقعاً دوست داریم از ته دل .
اونقدر که ، وقتی سعید به نسرین می گه که دیشب از اون دوا تلخ ِ خورده و خیلی بد بوده ، نسرین براش ناراحت می شه حسابی ....
دوران کودکی دوران قشنگیه ....... همه صادقند ...
یواش یواش آسته آسته ، که یه چیکه بزرگتر می شیم یه دفعه می بینیم که ، انگاردیگه وقت حرف با دختر همسایه با پسر همسایه ، دیگه حالمون اون حال قبل نیس . عوض شده . حالمون شده چیزی شبیه ...... چیزی شبیه ........ خب ، تو فکر کن چیزی شبیه یک 5 برعکس مثلاً ![]()
هویجوری دیگه .... اوهوم ؟
تعارف هم نداریم . همه مون همین حس رو داریم . اما از این به بعد ِ داستان خیلی خوشگل تره ...
{ الان اصلنه اصلنه اصلاً نمی خوایم بگیم که دوستی های قبل ازدواج فلان و بهمان آ. ما قبلاً در موردش صحبت کردیم عزیز دلم . پرونده ش رو هم بستیم ....... اونایی هم که نخوندن >> پست دختر و پسرا با هم دوست باشن مگه اشکالی داره 1 و 2 }
اما تو همین دوره که اول کُر کُری خوندنه ( منظور نویسنده آن است که همان دوره ای که حالمان حال قبل نیست . اوهوم؟) تو همین دوره ای که یه عده ای هر جا که می شینن رو نیمکت و در و دیوار و دفتر و کتاب و صندلی اتوبوس
!!! یه قلب می کشنو یه تیر که از وسطش رد شده و می گن یار عاشقه
، ....... نگاه که می کنی یه عده ای مثل بقیه نیستن. خیلی با نشاط و سر زنده هم هستن . اصلاً کنارشون که می شینی دل درد می گیری از خنده . اما ، اما خوب که نگاش می کنی ، موقع راه رفتن و توی تاکسی و توی خیابون و توی مترو و سر کلاس و ... هی لباش می جنبه .
بعد ، دقت که می کنی می بینی می گه : (( لا اله الا الله...لا اله الا الله... لا اله الا الله ، ... ))
می دونی این که میگه یعنی چی؟ اون داره راه میره تو خیابون ، اگر پسره دخترا رو اگر دختره پسرا رو می بینه و دائم میگه : (( خدایا،خدای مهربون من، خدای خوشگل من(یاجمیل)،خدایی که با منی هر چند من برای تو نباشم. خدایا ، میبینی این دخترو پسرا رو؟ شیطان می خواد من بپرستمشون. من بشم عبدشون.بنده شون . می خواد من نگاشون کنم وتو رو یادم بره عزیزم . اما ، اما لا اله الا الله...لا اله الا الله... من میدونم،هیچ خدایی غیر تو نیست . الهه ی من تویی خدایا. هیچ الاهی جز تو نیست. نیست . نیست ...))
بعدترش رو که نگاه می کنی ، ازدواج که میکنه اینننننقده با خانومش یا ایننننقده با شوهرش مهربونه که نگو ونپرس و نگو ونپرس و... میگه: ((خدایا ، من یه عمر گفتم لا اله الا الله... لا اله الا الله. حالا یادم بره تو هستی؟!یادم بره که این نعمت خوب رو(همسر رو)تو به من دادی؟))
بعد بهش می گی آخه چرا اینقدر مهربونی با خانومت با شوهرت؟میگه : ((آخه تو نمیدونی که. این از طرف خداااست.من با هدیه ی خدا بد رفتاری کنم؟؟ اخم کنم بهش؟؟؟ من بهترین رفتارمو میزارم براش. من دوسش دارم))
رفقای من . عزیزای من ، خیلی تعجب نکنید . سرّ این که یه عده ای عشقشون قلمبه شده به خانومشون به شوهرشون اما وقتی خبر میشنون که غزه چه خبره و... آماده میشن تا جونشونو فدا کنن همینه . سرّش همینه عزیز دلم .
پ ن ۱: بیاید با هم قرار بگذاریم ما هم که خواستین ازدواج کنیم از خدا بخوایم و دنبالش باشیم با همچین دختر وپسرایی ازدواج کنیم .
پ ن ۲: بیاید با هم قرار بگذاریم ، ما هم بشیم مثل همین بنده های خوب خدا. تا کمترین هدیه ی دنیویش بشه همین که همه دلشون بخواد با ما ازدواج بکنن .
پ ن ۳:خداوند گفت :(الخبیثات للخبیثین والخبیثون للخبیثات و الطیبات للطیبن والطیبون للطیبات / دخترای مومن و خوب وخوش اخلاق برای پسرای خوب ومومن وخوش اخلاق و برعکس)......تو که زندگی آینده تو دوست داری که ؟؟ اوهوم؟
پ ن ۴:پیامبر عزیزمون(ص)فرمودند: جوونا،ازدواج کنید و اگر امکانش براتون نبود، برای خاموش کردن آتش شهوتتون روزه بگیرید.
در مورد اینکه با هر پست موضوع نظر سنجی رو متناسب با همون پست عوض کنیم نظرتون رو بگید....کاش زود به زود بتونم بیام..............میدونم که دعام میکنید.اوهوم که؟
یاعلی
کجایید رفقا ؟ چرا نیستید ؟ چرا این قدر دیر به دیر آخه ؟ ای بابا ! خب زودتر بیاید اینجا ببینیمتون!(این دست پیش بود
)
اما آمدم تا بعضی از دوستان بدونند که ، نخییییییییییییر . هستم . خیلی هم محکم . خیلی هم عمیق. این مدتی هم که خدا توفیق نوشتن برای شما رو بهمون نداد بخاطر همون ترافیک مذکوره....
اوهوم که ؟ ![]()
نه . از اینجا نرفتم . هستم . خدا رو شککککر .تو این مدت هم مرتب سر می زدم اتفاقا . گواهی بخواهید اینک گواه ، همین وبلاگ بستنی داغ که تندی به تندی به روز می شد.
این مزاحمت کوتاه هم برای این بود که ....... هم این برادر کوچیکتون رو خیلی دعا کنید
هم این که بگم ، می آم به زودی انشاالله . این هم از کامینگ سون ما ....
یاعلی ![]()